کتاب «سردار بی‌بی‌مریم بختیاری؛ سردار آزادگی، به روایت اسناد منتشر نشده» به قلم پریچهر سلطانی زراسوند در نشر ایل‌دخت بختیاری به چاپ ششم رسید.

سردار بی‌بی‌مریم بختیاری؛ سردار آزادگی، به روایت اسناد منتشر نشده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب به تبیین و تشریح نقش سردار بی‌بی مریم، این بزرگ بانوی بختیاری در راه آزادی و مبارزه با استبداد پرداخته است.

بی‌بی مریم، معروف به سردار مریم، دختر حسینقلی‌خان ایلخانی و بی‌بی فاطمه دختر علی‌رضا‌خان چهارلنگ کیانرسی است. او در خردسالی پدرش را از دست می‌دهد و تحت سرپرستی برادران خود به ویژه حاج علیقلی‌خان سردار اسعد بختیاری قرار گرفت. بی‌بی مریم در دوران مشروطه یکی از فعالان مشروطه‌خواهی و بعد از آن یکی از شخصیت‌های فعال ملی و آزادیخواه بود و تا آخر عمر به عنوان یک شخصیت ضداستعماری در میدان مبارزه فعالیت کرد.

بی‌بی مریم بختیاری، مادر علیمردان‌خان بود. علیمردان‌خان علیه رضاشاه قیام کرد و اعدام شد. پدرش به دست ظل‌السلطان کشته شد. این زن در تاریخ معاصر، منحصر به فرد و نمونه یک زن تحول‌خواه و پیشرو است.

این کتاب بر اساس منابع اصلی مانند دست‌نوشته‌های او، مکاتبات، اسناد خطی و خاطرات آزادی‌خواهان، مورخان و سیاحان تالیف شده است. در این کتاب مکاتباتش با وزیر مختار و مسئولان آلمان و حاج نورالله اصفهانی و نظام‌السلطنه مافی و... آورده شده است. همچنین اسناد مربوط به مدال‌ها و نوشته‌های سفرنامه‌نویسان خارجی، اشعار وحید دستگردی در باره او آمده است.

کتاب در دو بخش تنظیم شده که بخش اول شامل ۸ فصل است؛ فصل اول درباره اجداد و خاندان، فصل دوم کودکی و نوجوانی و فصل سوم جنبه‌های مختلف شخصیت بی‌بی مریم و فصل چهارم ازدواج‌های بی‌بی مریم و وفاداری او به خانواده و پنجم بی‌بی مریم و دفاع از حقوق زنان و فصل ششم بی‌بی مریم مادری مهربان و استوار، نستوه و داغدار و فصل بی‌بی مریم زنان و دختران ایلخان، قربانیان هفت سال، جنگ و دربدری و اسارت، فصل هشتم بی‌بی مریم و ایجاد وحدت میان برادران.

بخش دوم، انقلاب مشروطه و جنگ بین‌الملل اول است که فصل اول انقلاب مشروطه و بی‌بی مریم، فصل دوم: جنگ بین‌الملل اول و بی‌بی مریم، فصل سوم بی‌بی مریم بختیاری، پناهگاه وطن‌پرستان و مخالفان روس و انگلیس، فصل چهارم: وحید دستگردی، سراینده شجاعت بی‌بی مریم، فصل پنجم: جنگ برای وطن و دریافت مدال‌های (جنگ، شرف، شجاعت)، فصل ششم: بی‌بی مریم در مکتوبات است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...