کتاب «زرادخانه اتمی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا (گزینه سامسون)» [The Samson option : Israel's nuclear arsenal and American foreign policy] نوشته سیمور ام. هرش [Seymour Hersh] با ترجمه مهرداد معینی توسط انتشارات معین منتشر و بازار نشر شد.

زرادخانه اتمی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا (گزینه سامسون)» [The Samson option : Israel's nuclear arsenal and American foreign policy] نوشته سیمور ام. هرش [Seymour Hersh]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، سیمور مایرون هرش نویسنده این‌کتاب، متولد سال ۱۹۳۷ در شیکاگوی آمریکاست. او روزنامه‌نگار و نویسنده است و جایزه پولیتزر را نیز در کارنامه دارد. نسخه اصلی «زرادخانه اتمی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» او سال ۱۹۹۱ منتشر شد.

در این‌کتاب که درباره تبدیل پنهانی اسرائیل به یک‌قدرت اتمی است، به این‌مساله اشاره شده که این‌پنهان‌کاری چه‌طور به‌شکل آگاهانه انجام شده و مقامات آمریکا چگونه از دوره ریاست‌جمهوری آیزنهاور تا امروز آن را اصطلاحا لاپوشانی کرده‌اند.

نویسنده کتاب پیش‌رو، گفته‌های زیادی از مقامات ارشد دولت آمریکا را گردآوری کرده که برای اولین‌بار منتشر شده‌اند. به‌گفته سیمور ام.هرش، این مقامات نه به‌خاطر دشمنی و عداوت با دولت اسرائیل که بیشتر به دلیل ریاکاری سیاست آمریکا در تظاهر به این‌که زرادخانه اتمی اسرائیل وجود خارجی ندارد، به مصاحبه با او ترغیب شده‌اند.

این‌کتاب با ۵۰۴ صفحه و قیمت ۱۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...