زندگی‌نامه داستانی شهید مفتح با عنوان «فتح‌الفتوح دل من» و زندگی‌نامه داستانی آیت‌الله شاه آبادی با عنوان «استادزاده شیدا» از سری مجموعه کتاب‌های مشاهیر ایران از سوی انجمن قلم ایران منتشر شد.

اصغر استاد حسن معمار از نویسندگان کشور در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: به تازگی از سوی انجمن قلم ایران و از سری کتاب‌های مجموعه مشاهیر مجلداتی منتشر شده که دو عنوان را بنده تالیف کرده‌ام.

وی با بیان اینکه این مجموعه ۶۰ عنوان دارد که تاکنون ۴۸ عنوان از آن منتشر شده، ابراز داشت: زندگی‌نامه داستانی شهید مفتح با عنوان « فتح‌الفتوح دل من» و زندگی‌نامه داستانی آیت‌الله شاه آبادی با عنوان «استادزاده شیدا» از این مجموعه به تازگی از سوی انجمن قلم روانه بازار کتاب شده است.

به گفته استاد حسن معمار، این دو کتاب داستان‌وار زندگی این دو چهره فعال را به خواننده معرفی می‌کنند. این آثار در قطع جیبی و برای گروه سنی بزرگسال منتشر شد.

این مولف به دیگر آثار زیر چاپ خود هم اشاره کرد و گفت: مجموعه «هفت خیز بلند» حاوی ۸ داستان کوتاه و بلند درباره تعزیه امام حسین (ع)، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است که مراحل پایانی چاپ را سپری می‌کند و قرار است از سوی انتشارات باغ موزه دفاع مقدس عرضه شود.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...