زندگی‌نامه داستانی شهید مفتح با عنوان «فتح‌الفتوح دل من» و زندگی‌نامه داستانی آیت‌الله شاه آبادی با عنوان «استادزاده شیدا» از سری مجموعه کتاب‌های مشاهیر ایران از سوی انجمن قلم ایران منتشر شد.

اصغر استاد حسن معمار از نویسندگان کشور در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: به تازگی از سوی انجمن قلم ایران و از سری کتاب‌های مجموعه مشاهیر مجلداتی منتشر شده که دو عنوان را بنده تالیف کرده‌ام.

وی با بیان اینکه این مجموعه ۶۰ عنوان دارد که تاکنون ۴۸ عنوان از آن منتشر شده، ابراز داشت: زندگی‌نامه داستانی شهید مفتح با عنوان « فتح‌الفتوح دل من» و زندگی‌نامه داستانی آیت‌الله شاه آبادی با عنوان «استادزاده شیدا» از این مجموعه به تازگی از سوی انجمن قلم روانه بازار کتاب شده است.

به گفته استاد حسن معمار، این دو کتاب داستان‌وار زندگی این دو چهره فعال را به خواننده معرفی می‌کنند. این آثار در قطع جیبی و برای گروه سنی بزرگسال منتشر شد.

این مولف به دیگر آثار زیر چاپ خود هم اشاره کرد و گفت: مجموعه «هفت خیز بلند» حاوی ۸ داستان کوتاه و بلند درباره تعزیه امام حسین (ع)، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است که مراحل پایانی چاپ را سپری می‌کند و قرار است از سوی انتشارات باغ موزه دفاع مقدس عرضه شود.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...