زندگی‌نامه داستانی شهید مفتح با عنوان «فتح‌الفتوح دل من» و زندگی‌نامه داستانی آیت‌الله شاه آبادی با عنوان «استادزاده شیدا» از سری مجموعه کتاب‌های مشاهیر ایران از سوی انجمن قلم ایران منتشر شد.

اصغر استاد حسن معمار از نویسندگان کشور در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: به تازگی از سوی انجمن قلم ایران و از سری کتاب‌های مجموعه مشاهیر مجلداتی منتشر شده که دو عنوان را بنده تالیف کرده‌ام.

وی با بیان اینکه این مجموعه ۶۰ عنوان دارد که تاکنون ۴۸ عنوان از آن منتشر شده، ابراز داشت: زندگی‌نامه داستانی شهید مفتح با عنوان « فتح‌الفتوح دل من» و زندگی‌نامه داستانی آیت‌الله شاه آبادی با عنوان «استادزاده شیدا» از این مجموعه به تازگی از سوی انجمن قلم روانه بازار کتاب شده است.

به گفته استاد حسن معمار، این دو کتاب داستان‌وار زندگی این دو چهره فعال را به خواننده معرفی می‌کنند. این آثار در قطع جیبی و برای گروه سنی بزرگسال منتشر شد.

این مولف به دیگر آثار زیر چاپ خود هم اشاره کرد و گفت: مجموعه «هفت خیز بلند» حاوی ۸ داستان کوتاه و بلند درباره تعزیه امام حسین (ع)، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است که مراحل پایانی چاپ را سپری می‌کند و قرار است از سوی انتشارات باغ موزه دفاع مقدس عرضه شود.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...