کتاب «داستان: ساختار، سبک و اصول فیلمنامه‌نویسی» [Story: Substance, structure, style and the principles of screenwriting‬‬] اثر رابرت مک کی [Robert McKee] با ترجمه محمد گذرآبادی در انتشارات هرمس منتشرشد.

داستان: ساختار، سبک و اصول فیلمنامه‌نویسی» [Story: Substance, structure, style and the principles of screenwriting‬‬]  رابرت مک کی [Robert McKee]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، در این اثر به مباحثی از جمله نویسنده و هنرداستانگویی، عناصرداستان، داستان، اصول طراحی داستان و نویسنده در حین کار پرداخته می‌شود.

مترجم در مقدمه کتاب درباره چگونگی تصمیمش برای ترجمه کتاب مک کی گفت. پس از آن با فصل‌های دیگر کتاب روبه رو می‌شویم. رابرت مک‌کی یکی از مشهورترین نویسندگان در حوزۀ فیلمنامه‌نویسی است. اما مهم‌ترین کارش، به جز نویسندگی، سمینار‌ها و کارگاه‌هایی است که در حوزه نویسندگی برگزار می‌کند.

مک کی را می‌توان از استادان تراز اول حوزه فیلمنامه نویسی و داستان نویسی دانست. بسیاری از شاگردانش جایزه‌های امیل و گلدن گلوب را به دست آوردند. شصت نفر از برندگان اسکار از شاگردان مگ گی بودند و دویست نفر از آن‌ها کاندید دریافت این جایزه سینمایی شدند.

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...