سرانجام قرار است کتاب‌های جی.دی سالینجر به صورت دیجیتال در دسترس قرار بگیرند.

به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس، «لیتل براون» ناشر قدیمی آثار سالینجر اعلام کرد ۴ کتاب این نویسنده فقید به صورت دیجیتال در دسترس قرار می‌گیرند.

«ناتور دشت» از جمله آثار وی است که دیجیتالی می‌شود و به صورت کتاب الکترونیک قابل استفاده خواهد بود.

این نخستین باری خواهد بود که اثری از سالینجر به صورتی غیر از چاپی در دسترس مخاطبانش قرار می‌گیرد.

پسر این نویسنده یعنی مت سالینجر تایید کرد نسخه دیجیتال کتاب‌های پدرش به دلیل اینکه بسیاری از کتاب‌خوان‌ها از کتاب‌های الکترونیکی استفاده می‌کنند و در ضمن برای افراد با ناتوانی جسمی نیز استفاده از این کتاب‌ها راحت‌تر است، تهیه می‌شود.

وی افزود: شاید تنها چند مورد وجود داشته باشد که پدرم بیشتر از تجربه کتابخوانی چاپی در عمرش دوست می‌داشت، اما او عاشق طرفدارانش هم بود و این فقط شامل حال «کتابخوانان ایده‌ال شخصی» که خودش درباره‌شان نوشته بود نمی‌شود، بلکه همه را دربرمی‌گیرد.

علاه بر «ناتور دشت» قرار است «۹ داستان»، «فرانی و زویی» و « تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار» هم به صورت الکترونیک منتشر شود.

در مرکز داستان‌های سالینجر خانواده گلَس جای دارند و او در کتاب‌های مختلفش آنها را معرفی کرده است. خانواده‌ای با هفت بچه که بزرگ‌ترین برادر، مرشد دیگران است و او شخصیتی است به نام سیمور. سیمور ابتدا با اشاره کوچکی در یکی از داستان‌های کوتاه با نام «یک روز خوش برای موزماهی» در کتاب «۹ داستان» حضور می‌یابد و همان‌جا پس از گفت‌وگو با دختری کوچک به اتاق خود می‌رود و خودکشی می‌کند.

در «فرانی و زویی» نیز اشاره‌هایی به این شخصیت می‌شود. در کتاب «تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار»، بادی پسر دوم خانواده، شروع به معرفی سیمور می‌کند.

سالینجر ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰ در محل زندگی‌اش در شهر کوچک کورنیش در نیوهمپشایر درگذشت.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...