کتاب «در مکتب مصطفی» نوشته جمال یزدانی توسط انتشارات راه‌یار به چاپ هشتم رسید.

در مکتب مصطفی» نوشته جمال یزدانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «در مکتب مصطفی» دربرگیرنده جستاری علمی درباره سیره تربیتی شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده، به قلم جمال یزدانی به‌تازگی توسط انتشارات راه‌یار به چاپ هشتم رسیده است. گفتگوهای این کتاب توسط محمدمهدی رحیمی انجام شده‌اند.

چاپ اول «در مکتب مصطفی» که اولین‌عنوان از مجموعه «مطالعات تربیتی» این‌ناشر است، سال ۹۷ به بازار نشر عرضه شد. شهید صدرزاده از جمله شهدای مدافع حرمی است که آبان سال ۹۴ در حلب سوریه در مقابله با گروه‌های تروریستی تکفیری به شهادت رسیدند.

نویسنده این‌کتاب معتقد است علاوه بر توجه به رویکرد نظری در حوزه تربیت باید به رویکرد تربیت تجربی‌ای که در بستر انقلاب اسلامی رخ داده است، توجه نمود. در چهار دهه جمهوری اسلامی، تجارب متعددی در حوزه تربیت رسمی و تربیت غیررسمی رخ داده است. تاریخ شفاهی ارکان تربیت، تجربه‌نگاری آنها و نسبت‌سنجی میان جریان‌های تربیتی با نظریه تربیتی انقلاب اسلامی یکی از مهم‌ترین پژوهش‌هایی است که باید به‌صورت جامع صورت بگیرد. گرچه در این سال‌ها تاریخ شفاهی فعالیت‌های تربیتی در دهه شصت صورت گرفته است اما این مواد خام به ادبیات دانشگاهی وارد نشده است تا مبنای تولید خروجی‌هایی علمی در حوزه تربیت اسلامی قرار بگیرند. تجربیات انباشته مربیان، به‌خصوص بعد از انقلاب اسلامی می‌تواند منبعی معرفتی برای تدوین نظریه تربیت انقلاب اسلامی قرار بگیرد.

مولف «در مکتب مصطفی»‌ به این‌ترتیب با نگاه به تربیت غیررسمی، ازجمله طرح تربیتی صالحین که توسط سازمان بسیج مستضعفین اجرا شده، به این‌موضوع پرداخته که مستشاران، فرماندهان و رزمندگان جوان در میدان نبرد با تکفیری‌های سوریه که جریان تربیت غیررسمی‌شان، عمدتاً در پایگاه‌های بسیج و هیئات شکل گرفته بود، توانستند نیروهای تراز و توانمند انقلاب اسلامی باشند. رفتار و عملکرد این نوع نیروها در سوریه، سؤالی را در ذهن نگارنده ایجاد می‌کند که: «چرا الگوی تربیتی در تشکّل‌های مردمی، باعث تربیت نیروی انسانی در نبرد میدانی سوریه شده است؟» وی برای پاسخ به این پرسش، از میان شهدای مدافع حرم، مصطفی صدرزاده معروف به «سیدابراهیم» را برای مطالعه و بررسی انتخاب کرده است.

صدرزاده متولد ۱۳۶۵ است، او از سن ۱۳سالگی در پایگاه بسیج مسئولیت و فعالیت‌های مختلف در کار تربیتی داشته است. صدرزاده که از سال ۱۳۹۲ برای مقابله با گروه‌های تروریستی تکفیری به سوریه می‌رود و فرماندهی گردان عمار از لشکر فاطمیون در سوریه را بر دوش می‌گیرد، آبان سال ۱۳۹۴ در شهر حلب به شهادت رسید.

چاپ هشتم «در مکتب مصطفی» با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۹هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...