یک موزه‌ بریتانیایی پس از سال‌ها تلاش توانست دست‌نوشته‌ای مینیاتوری را که «شارلوت برونته»، نویسنده نامدار بریتانیایی در زمان نوجوانی‌اش نوشته بود از یک حراجی واقع در فرانسه خریداری کند.

به گزارش ایسنا به نقل از رویترز،‌ موزه «Bronte Parsonage» مدت‌ها به دنبال این کتاب کوچک نادر بود تا این‌که بالاخره توانست پیش از آن‌که این اثر توسط یک مجموعه‌دار خصوصی خریداری و برای همیشه ناپدید شود آن را به قیمت ۷۸۰ هزار یورو خریداری کند. این اثر یک نسخه دست‌نویس منتشرنشده است که توسط «شارلوت برونته»‌ در ۱۴ سالگی نوشته شده است. ملبغی که توسط موزه برای خریداری این دست‌نوشته به خانه حراجی پرداخت شد پس از درخواست «جودی دنچ»، بازیگر بریتانیایی از مردم برای ارائه ‌کمک‌های مالی به این موزه جمع‌آوری شد.

این موزه پیش‌تر نیز در سال ۲۰۱۱ برای خریداری این اثر اقدام کرده بود، اما به دلیل مشکلات مالی از مزایده جا ماند و این نسخه دست‌نویس را به یک مجموعه‌دار خصوصی باخت.

این نسخه دست‌نویس که بیش از چهارهزار کلمه را در برمی‌گیرد داستان شخصیت‌هایی را از شهر و دنیایی خیالی که توسط «‌برونته» جوان خلق شده بود، روایت می‌کند. صفحه‌های تاخورده این نسخه دست‌نویس به یک جلد ضخیم قهوه‌ای‌رنگ متصل شده‌ و شکل یک کتاب را به آن داده‌اند.

این اثر یکی از شش مجموعه داستانی است که به صورت ماهانه توسط «برونته» در دوران نوجوانی‌اش منتشر می‌شد.

«شارلوت برونته» در سال ۱۸۱۶ میلادی در «همپشایر» انگلیس متولد شد. او و دو خواهرش به نام‌های «امیلی» و «آن» نویسندگان سرشناس انگلیسی بودند که به‌خاطر عمر کوتاه‌شان نیز مشهورند.

معروف‌ترین کتاب‌ شارلوت برونته «جین ایر» از شاخص‌ترین رمان‌های کلاسیک انگلیسی‌زبان است. «شارلوت» با وجود عمر کوتاهش، بر شیوه‌ نویسندگی شخصیت‌های ادبی بزرگی مانند «جورج الیوت»، «توماس هاردی»، «آن برونته»، «امیلی برونته» و «استفن میر» تأثیر بسزایی داشت. خالق «جین ایر» در ۳۱ مارس ۱۸۵۵ میلادی در سن ۳۸سالگی درگذشت.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...