هفدهمین چاپ «رنج‌های ورتر جوان»[The Sorrows of Young Werther یا (Die Leiden des jungen Werther)] اثر گوته و ترجمه محمود حدادی توسط نشر ماهی منتشر شد.

رنج‌های ورتر جوان [The Sorrows of Young Werther یا (Die Leiden des jungen Werther)] اثر گوته

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر ماهی هفدهمین چاپ «رنج‌های ورتر جوان» را با شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه، ۲۲۴ صفحه و بهای ۲۵ هزار تومان منتشر کرد. شانزدهمین چاپ این کتاب نیز پاییز سال گذشته (۱۳۹۸) با همین مشخصات چاپ ۱۷ منتشر شده بود. نخستین چاپ این ترجمه سال ۱۳۸۶ در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

پسگفتار این کتاب تحلیل توماس مان، رمان نویس سرشناس آلمانی و صاحب آثاری چون «کوه جادو»، «بودنبروک‌ها» و… است. توماس مان در تحلیل خود به بررسی تطبیقی رمان با زندگی واقعی گوته و ماجرای عاشقانه‌اش می‌پردازد که گویا شهرتی به اندازه خود رمان داشته است.

«رنج‌های ورتر جوان» بزرگترین و مهم‌ترین موفقیت ادبی گوته را به همراه داشت. گوته این رمان را در سال ۱۷۷۴ در سن ۲۵ سالگی منتشر کرد و سبک ویژه نگارشی آن باعث شد تا این رمان به عنوان نخستین داستان تراژیک مدرن در میان منتقدان سده‌های بعد مطرح شود. این اثر اکنون به عنوان از مشهورترین آثار داستانی به سبک نامه نگاری در تاریخ ادبیات جهان به شمار می‌آید.

گوته در این رمان به روایت زندگی ورتر می‌پردازد که دانش آموخته رشته حقوق است و برای استراحت به شهری کوچک و ییلاقی می‌رود و در یک مهمانی با بانویی به نام لوته آشنا می‌شود و به او دل می‌بازد.

این دلباختگی برای ورتر رنج‌هایی در پی دارد؛ رنج‌هایی که او آنها را در نامه‌هایی برای دوستش شرح می‌دهد. مخاطب از محتوای این نامه‌ها وجود درونی و عصیانگر ورتر را می‌کاود و با روحیات او آشنا می‌شود. داستان این رمان مخالفت‌های گسترده‌ای را با انتشارش در آن سال‌ها برانگیخت و موجب ممنوعیت فروش آن شد، اما کمی بعد، هیاهوی ناشی از این ممنوعیت، به فروش بیشتر آن کمک کرد.

حدادی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «توفیق عظیم و انفجارآسای ورتر در آلمان و سپس سراسر اروپا و حتی جهان در قالب چاپ‌ها و ترجمه‌های پی در پی، حتی به زبان چینی آن هم در مدتی کوتاه خود در عرصه ادبیات رویدادی تاریخی است. نوع این رمان، یعنی جنبه نامه‌نگارانه آن، که نیاز زیادی به پرداختن به رویدادهای ظاهری و حوادث بیرونی ندارد و میدان را به ویژه برای کاوش در درون قهرمان حساس، دانا، سنت ستیز و با این حال پاکباز و آرمان‌گرای این داستان آزادتر می‌گذارد، نیز حال و هوای شورش‌گرانه و اجتماع گریز آنکه از مکتب جوانانه و عصیانگرانه توفان و طغیان مایه می گرفت انگاری که با روح زمانه همخوانی داشت و این همه باید که زمینه این توفیق بی‌مانند را فراهم می‌کرد.»

این رمان همچنین با ترجمه‌هایی از سیدسعید فیروزآبادی در نشر جامی، فریده مهدوی دامغانی در نشر تیر و ابوذر آهنگر در نشر نادی نیز منتشر شده است. همچنین لازم به اشاره که این اثر برای نخستین بار در زبان فارسی در سال ۱۳۰۵ با ترجمه‌ای از مرحوم نصرالله فلسفی به ایرانیان معرفی شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...
فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...