چاپ سوم رمان «سیب ترش» نوشته فرشته نوبخت از سوی نشر چشمه به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

سیب ترش فرشته نوبخت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، فرشته نوبخت درباره این اثر به ایبنا گفت: رمان «سیب‌ ترش» داستان چند دوست را روایت می‌کند که در اواخر دهه‌ی هفتاد، در یک دانشکده درس می‌خوانند و بر اثر جریانات و وقایعِ مربوط به کوی دانشگاه زندگی‌شان به ناگاه دستخوش تحولات و دگرگونی‌های عمیقی می‌شود، که تبعات آن به سال‌هایِ بعد و اواخر دهه‌ی هشتاد کشیده می‌شود.

نویسنده کتاب «از همان راهی که آمدی، برگرد» ادامه داد: «سیب ترش» در قالب رمان، تلاشی بوده برای درکِ رویاهای نسلی از جوانانِ پس از انقلاب اسلامی که دوره‌‌ای حساس و مهم از حیات سیاسی و اجتماعی ایران را تجربه کردند و به بلوغی تازه‌ رسیده‌اند.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «هوا کاملا تاریک شده و تو درست سی‌وهشت ساعت است که در کُمایی. با دستگاه نفس می‌کشی و نمی‌توانی حرف بزنی و من برایت می‌نویسم و راستش نمی‌دانم چرا دارم این کار را می‌کنم. باید بدانی بین ترمِ اول و دوم دانشکده صدبار تصمیم گرفتم همه‌چیز را رها کنم و برم و نمی‌دانستم دست و پایم را بند دوستی با تو بسته ...»

چاپ سوم رمان «سیب ترش» نوشته فرشته نوبخت، در 175 صفحه، به قیمت 54 هزار تومان، در قطع رقعی و جلد شومیز، از سوی نشر چشمه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...
شناخت و نقد ساختار آموزشی چین... با بهره‌گیری از محدودسازی آموزش به ارزیابی‌های کمی و هم با تاثیرگذاری سیاسی- ایدئولوژیک بر اندیشه‌های نوآموزان، آنها را از خلاقیت و آفرینشگری در گستره‌های گوناگون باز می‌دارد... برخی سیاستمداران و روزنامه‌نگاران نامدار امریکا خواستار الگوبرداری از چین در زمینه آموزش شده‌اند!... در چین نیز عبور از سد کنکور که «گائوکائو» نامیده می‌شود آسان نیست ...
ده دلیل برای امید به آینده... ما همیشه داریم علیه زمانِ حال در آرزوی بازگشت به گذشته طلایی می‌اندیشیم... این نزدیک‌بینی تاریخی برای گونه بشر منافع تکاملی دارد و در طول میلیون‌ها سال شکل گرفته است تا خطرات نزدیک بسیار مهم‌تر و جدی‌تر جلوه کنند و باعث هوشیاری انسان برای فرار یا غلبه بر آنها شوند... این مکانیسم تکاملی محمل مناسبی برای سوءاستفاده افراد و گروه‌ها و حکومت‌هایی می‌شود که برای پیشبرد اهداف خود نیاز به ایجاد ترس یا خلق دشمنان و خطرات خارجی دارند ...