خسروِ شیرین، به قلم خسرو باباخانی با داستانی از سال‌های قبل از انقلاب تا دوران دفاع مقدس به بازار نشرآمد.

خسروِشیرین، به قلم خسروباباخانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر خسروِ شیرین را می‌توان یکی از بدیع‌ترین و خلاقانه‌ترین آثاری دانست که طی چند سال اخیر در بازار نشر ایران روی پیشخان کتابفروشی‌ها آمده است.
خسرو باباخانی نویسنده این کتاب، به سراغ مسئله کلیشه‌ای و معمولی عشق رفته است اما نگاهش به عشق متفاوت است.

خسروِشیرین، تنها یک داستان عشقی معمولی با فراز و فرودهای همیشگی رمان عاشقانه نیست، باباخانی در اثر خود، کلیشه‌ها را شکسته و از عشق‌های خسرو می‌گوید! طنز پنهان در این اثر، هم جنبه‌ تربیتی دارد و نوعی خلاقیت ادبی است هم محملی شده است برای نشان دادن فضاهای متفاوت.

داستان از سال‌های قبل از انقلاب و دوران نوجوانی قهرمان داستان شروع می‌شود و تا سال‌های اول جنگ ادامه دارد. مکان داستان هم آبادان است.شهری که از سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، یکی از متفاوت‌ترین فضاهای شهری ایران داشته است.
نویسنده با استفاده از نثری سرزنده و چابک که حاوی سادگی هم هست، سعی کرده است که حس و حالی که قهرمان از آن به دنیا نگاه می‌کند را به ما نشان دهد. نثری که قدم به قدم ارزش‌های فرمی متفاوتی را هم به ما عرضه می‌کند.

خسرو باباخانی متولد 1338 تهران است و برخی از آثار مشهور او عبارتند از: برفراز گندم ‌زار، گنج قلعه متروك، پشت دروازه‌های بهشت و مثل دستهای مادرم.

خسروِشیرین، به قلم خسروباباخانی نوشته شده است و کتابستان معرفت آن را در 262 صفحه و با قیمت 52 هزار تومان روی پیشخان کتابفروشی‌ها آورده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...