رمان علمی‌تخیلی «رنسانس مرگ» نوشته ضحی کاظمی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

رنسانس مرگ ضحی کاظمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب نهمین رمان بزرگسال این‌داستان‌نویس است که در زیرشاخه ادبیات پادآرمانشهری جا می‌گیرد و در قالب یکی از عناوین مجموعه «ادبیات ژانر» این‌ناشر چاپ شده است.

«باران‌زاد» دیگر رمانی بود که این‌نویسنده در همین‌ژانر چندی پیش توسط کتابسرای تندیس منتشر کرد. «آدم‌نما» و «سندروم ژولیت» دیگر آثار کاظمی در حوزه ادبیات پادآرمانشهری هستند.

داستان «رنسانس مرگ» هم در فضایی پادآرمان‌شهری جریان دارد. در این‌داستان کشور «فانی» وجود دارد که اهالی‌اش براساس طول عمر یک ابررایانه کوانتومی پیش‌بینی‌کننده، طبقه‌بندی می‌شوند. ساز و کار زندگی و حکومتی که در این‌کشور وجود دارد، باعث شده عده‌ای از مردم مورد ظلم و تبعیض قرار بگیرند. در نتیجه سعی کنند برای مبارزه و تغییر ساختار ظالمانه‌ای که زندگی‌شان را سخت کرده، با هم متحد شوند.

این‌کتاب با ۳۸۴ صفحه و قیمت ۶۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...