کالین هوور [Colleen Hoover] با فروش 14.3 میلیون نسخه، پرفروش‌ترین نویسنده سال آمریکا شد.

با ما تمام می‌شود» [It Ends with Us] کالین هوور [Colleen Hoover]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کالین هوور با دراختیار داشتن ۳ عنوان کتاب اول پرفروش سال و ۶ کتاب در فهرست ۱۰ کتاب پرفروش سال، با فروش ۱۴.۳ میلیون نسخه رمان در یک سال، حاکم مطلق فهرست پرفروش‌ها قرار گرفته است.

از ۲۵ کتابی که در فهرست پرفروش‌ها جای داشتند، ۸ عنوان متعلق به هوور بود و دو کتاب وی «با ما به پایان می‌رسد» و «وریتی» هر یک بیش از ۲ میلیون نسخه فروش را تجربه کردند.

سال ۲۰۲۲ در کل سال بسیار خوبی برای ادبیات داستانی بزرگسالان آمریکا بود و با افزایش فروش ۸.۵ درصدی در سال روبه رو شد. در فهرست ۲۵ کتاب پرفروش سال نیز ۱۵ کتاب متعلق به ژانر داستانی بزرگسالان بود. ۵ عنوان دیگر را داستانی نوجوانان به خود اختصاص دادند و بقیه هم به کتاب‌های غیرداستانی تعلق داشتند.

تنها نویسنده‌ای که به جز هوور بیش از یک عنوان کتاب در فهرست ۲۵ کتاب پرفروش داشت امیلی هنری بود که کتاب‌هایش «دوستداران کتاب» و «افرادی که در تعطیلات می‌بینیم» رتبه‌های ۲۱ و ۲۵ فهرست را به خود اختصاص دادند.

استیون کینگ با «داستان پریان» با فروش ۶۲۷ هزار نسخه در ردیف ۱۵ پرفروش‌ها ایستاد و میشل اوباما با کتاب غیرداستانی «نوری که حمل می‌کنیم» با فروش ۷۳۳ هزار نسخه در جایگاه ۱۲ پرفروش‌ها جای گرفت.

هوور با این درخشش چهره‌های همیشگی این نمودار از جمله جیمز پترسون را کم‌رنگ کرد و «بدو رز بدو» نوشته این نویسنده با ۵۱۵ هزار نسخه فروش در رتبه ۲۶ فهرست جای گرفت و دیگر نویسنده پرفروش یعنی جان گریشام با «پسرهایی از بیلوکسی» با ۴۹۵ هزار نسخه در جایگاه ۲۹ فهرست پرفروش‌ها جای گرفت.

این فهرست به وضوح نشان می‌دهد خوانندگان کتاب در سال ۲۰۲۲ پس از نزدیک به ۳ سال نگرانی از پاندمی و فضای سیاسی تفرقه‌انگیز، آماده‌اند تا از آن فضا فاصله بگیرند.

پرفروش‌ترین کتاب مرتبط با مسایل سیاسی هم «دست قرمز: چگونه نخبگان آمریکایی با کمک به چین برنده می‌شوند» نوشته پیتر شوایتزر بود که ۲۴۵ هزار نسخه فروخت. «مرد اعتماد به نفس» در انتقاد از ترامپ نوشته مگی هابرمن هم ۱۲۷ هزار نسخه فروش کرد و خاطرات مایک پنس معاون رییس جمهوری سابق حدود ۱۱۲ هزار نسخه فروخت.

کتاب‌های کالین هوور در فهرست ۱۰ کتاب پرفروش سال ۶ جایگاه را اشغال کرده‌اند و عبارتند از: «با ما تمام می‌شود» [It Ends with Us] با ۲ میلیون و ۲۷۹ هزار نسخه، «وریتی» با ۲ میلیون نسخه، «با ما شروع می‌شود» با یک میلیون و ۸۸۵ هزار نسخه در ۳ جایگاه نخست و «عشق زشت» با یک‌ونیم میلیون نسخه در جایگاه پنجم. «یادآوری‌های او» با یک میلیون و ۲۳۵ هزار نسخه و «۹ نوامبر» با یک میلیون نسخه نیز در جایگاه ۸ و ۹ جای گرفته‌اند.

وی «همه کمال تو» با ۵۹۱ هزار نسخه را نیز در ردیف ۱۸ جدول و «شاید حالا» را با فروش ۵۴۳ هزار نسخه در ردیف ۲۴ جدول فروش داشت.

کالین هوور ۴۳ ساله تاکنون با ۷ رمان و یک رمان کوتاه نویسنده پرفروش نیویورک تایمز بوده است. وی اولین رمانش را با نام «بسته» در ژانویه ۲۰۱۲ منتشر کرد و از آن پس تمام رمان‌هایش در میان پرفروش‌های نیویورک تایمز جای داشته‌اند. آثار وی به فارسی نیز ترجمه شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...