«لوسی المان» [Lucy Ellmann] به عنوان برگزیده جایزه «جیمز تیت بلک» [the James Tait Black award] قدیمی‌ترین جایزه ادبی بریتانیا انتخاب شد.

لوسی المان [Lucy Ellmann] جیمز تیت بلک [the James Tait Black award]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، «لوسی المان» جایزه بهترین رمان «جیمز تیت بلک» را برای نگارش رمان «اردک‌ها، نیوبری‌پورت» [Ducks, Newburyport] حدود چهار دهه پس از آن‌که پدرش این جایزه را دریافت کرده بود، کسب کرد.

رمان «اردک‌ها، نیوبری‌پورت» به روش جریان سیال ذهن نوشته شده و در واقع مونولوگ درونی یک زن خانه‌دار اهل اوهایو است که درباره همه چیز از شام مهمانی دیشب تا وجه تاریک آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ فکر می‌کند.

«اردک‌ها، نیوبری‌پورت» در مجموع شامل ۴۲۶هزار و ۱۰۰ واژه در قالب یک جمله و بدون نقطه و پاراگراف‌بندی است و به خوانندگان در چند بخش فرصت تنفس کوتاهی از مونولوگ درونی شخصیت اول داستان داده می‌شود و به موازات آن یک داستان موازی از زبان یک شیر کوهی روایت می‌شود.

این کتاب پیش‌تر در فهرست نامزدهای نهایی جایزه ادبی بوکر ۲۰۱۹ قرار گرفته و به عنوان برگزیده جایزه «گلداسمیت» معرفی شده بود.

«ریچارد المان» پدر این نویسنده از منتقدان ادبی شناخته‌شده و کارشناس آثار جیمز جویس بود. «ریچارد المان» در سال ۱۹۸۲ جایزه «جیمز تیت بلک» را برای نگارش بیوگرافی «جیمز جویس» کسب کرد.

جایزه «جیمز تیت بلک» که در سال ۱۹۱۹ راه‌اندازی شده است در دو بخش ادبیات داستانی و بیوگرافی برگزار می‌شود.

جایزه ۱۰ هزار دلاری بخش بیوگرافی امسال نیز به «جورج سرتز» برای نگارش زندگی‌نامه مادرش با عنوان«عکاس شانزده‌ساله: مرگ و زندگی یک مبارز» رسید.

جوایز «تیت بلک» سال ۱۹۱۹ توسط «ژانت کوتس» همسر «جیمز تیت بلک» راه‌اندازی شد تا یاد همسر درگذشته‌اش را گرامی دارد. هرساله بیش از ۴۰۰ کتاب و نمایش‌نامه توسط دانشجویان فارغ‌التحصیل دانشگاه ادینبورگ مورد بررسی قرار می‌گیرند تا برندگان بخش‌های مختلف مشخص شوند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...