نجاتِ زمین | سازندگی


«اسماعیل» [Ishmael] یکی از محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین رمان‌های ژانر ماجراجویی معنوی است که تاکنون منتشر شده است؛ رمانی متفکرانه و بی‌واهمه از بیان نقش‌گونه‌ انسان در سیاره زمین؛ با زبانی اصیل و وضوحی که کمتر کسی توان انکار را دارد. در این رمان، که بورسیه‌ نیم‌میلیون دلاریِ «ترنر تومارو» را برای بهترین اثر داستانی که «راه‌حل‌های خلاقانه و مثبتی برای مشکلات جهانی ارائه می‌دهند» دریافت کرده، دانیل کوئین [Daniel Quinn] منشأ بشریت و خودِ آن را بررسی کرده است. این رمان در سال 1992 منتشر شد از آن زمان تا به امروز به‌عنوان یکی رمان‌های تاثیرگذار قرن اخیر از آن یاد می‌شود. این رمان به‌تازگی با عنوان رمان «چگونه اوضاع چنین شد» با ترجمه هنگامه آذرمی در نشر گویا منتشر شده است.

اسماعیل» [Ishmael]  دانیل کوئین [Daniel Quinn]

«اسماعیل» همچون بسیاری از جنبه‌های جهان طبیعی که خود به‌دنبال کشف آن‌هاست، امری نامحسوس است. و اگر این جایزه نبود، خیلی راحت می‌توانست مورد توجه قرار نگیرد. به‌هرحال، اکثر ما حقایق بنیادین ارائه‌شده در این کتاب را می‌دانیم: اینکه گونه ما با توسعه‌ بی‌حدوحصر و جمعیتِ غیرقابل‌کنترل خود، خطری برای تواناییِ زمین در راستای بازیابی ویرانی‌های ماست. بااین‌حال، چیزی که این کتاب را متمایز می‌کند، میزانِ درکِ آقای کوئین از این موضوع و ذکاوت و اصالتِ او است.

عنوان کتاب، «اسماعیل»، نام یک گوریل است، گوریلی که چنان ماهرانه به تصویر کشیده شده که نه‌تنها باورمند جلوه داده شده، بلکه خواننده مجذوب او می‌شود. اسماعیل در کودکی دستگیر شد و ابتدا به باغ‌وحش فروخته شد و بعدا به باغ‌وحشی دیگر فروخته شد که به‌دست یک نیکوکار ثروتمند یهودی از آنجا نجات یافت و آزاد شد. اسماعیل شباهت‌های مهمی را بین اسارت اجباری خود و شیوه زندگی مدرن ما درک کرده که ما را برای مدتی طولانی از واقعیت‌های هستی دور انداخته است. اینکه فراموش کرده‌ایم کِه هستیم و چگونه به اینجا رسیده‌ایم.

راوی، به نوبه خود، بسیار با این ظنِ آزاردهنده دست‌به‌گریبان بوده که به او درمورد وضعیت ما دروغ گفته‌اند، که به گمان او، این آن چیزی نیست که ما ادعا می‌کنیم هستیم. وقتی راوی متوجه تبلیغ اسماعیل برای دانش‌آموزی می‌شود که می‌خواهد جهان را نجات دهد، به آن پاسخ می‌دهد و گفت‌وگویی سقراطی با تجسمی درخشان آغاز می‌شود.

اسماعیل استدلال می‌کند یکی از مهم‌ترین چیزهایی که ما فراموش کرده‌ایم این حقیقت است که ما نیز به اندازه هر حیوان دیگری در طبیعت ریشه داریم و قوانین آن درمورد ما نیز صدق می‌کند. بااین‌حال، از عصر نوسنگی، بیشتر ما موفق شده‌ایم این قوانین را به‌طور موقت نادیده بگیریم. ولی نمی‌توان آن‌ها را برای همیشه نادیده گرفت. برای زنده‌ماندن، باید خودمان را دوباره بیافرینیم.

برای این منظور، باید از داستانِ آفرینشِ مورد علاقه خود، که در آن آفرینش با یک جفت انسان در باغی به پایان می‌رسد، روی گردانیم. درعوض، باید زمانی را به یاد آوریم که باغی نداشتیم، همانطور که بوشمن‌های بیابان کالاهاری و پیشینیان آنها مدت سه میلیون سال زندگی کردند - زمانی‌که ما هرچند ناخودآگاه، دریافتیم متعلق به جهانیم، قبل از اینکه به این تصور برسیم که دنیا متعلق به ماست.

چیزی که موجب تشکیلِ کتاب می‌شود روشی است که بینش را با تصویر پیوند می‌دهد. به‌عنوان مثال، نظر اسماعیل درمورد یک باغ‌وحش را در نظر بگیرید: «ببری که می‌بینی دیوانه‌وار در قفس خود راه می‌رود، مشغول کاری است که برای انسان به‌شکل یک فکر نمود پیدا می‌کند. و این فکر یک سوال است: چرا؟ چرا، چرا، چرا، چرا، چرا، چرا؟ ببر ساعت‌به‌ساعت، روزبه‌روز، سال‌به‌سال از خود این را می‌پرسد، درحالی‌که مسیرِ بی‌پایانِ خود را پشت میله‌های قفس می‌پیماید.»

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...