محسن آزموده | اعتماد


کتاب ارزشمند «امیرکبیر و ناصرالدین‌شاه» که به تازگی به همت سید علی آل داود و با همراهی نشر رایزن منتشر شده، از این حیث اثری قابل توجه است که در آن شماری از اسناد دست اول و نامه‌های امیرکبیر گرد آمده است و می‌تواند به عنوان مواد مهمی برای تحلیل‌های گسترده‌تر درباره امیرکبیر و دورانش به کار رود. به مناسبت رونمایی از این کتاب نشستی با حضور علی آل داود، مولف کتاب، سید محمد صادق سجادی تاریخدان و استاد دانشگاه و مدیر بخش تاریخ و عضو شورای عالی علمی مرکز دایره‌‌المعارف بزرگ اسلامی و علی بهرامیان عضو هیات علمی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و پژوهشگر تاریخ صدر اسلام در سرای اهل قلم برگزار شد که از نظر می‌گذرد:

امیرکبیر و ناصرالدین‌شاه سید علی آل داود
 

مذاکرات با عثمانی نخستین کارزار دیپلماتیک ایران مدرن
علی بهرامیان: برخی از شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران البته شناخته شده‌اند و درباره ایشان آثار فراوانی نگاشته شده است، اما همچنان می‌توان درباره آنها تحقیقات گسترده‌ای هم از حیث کشف اسناد و از نظر تحلیل صورت داد. درباره میرزا تقی خان امیرکبیر البته چند اثر تحقیقاتی قابل توجه شناخته شده و کمابیش شخصیت او به عنوان یکی از دولتمردان بزرگ ایران در 200 سال اخیر را می‌شناسیم. اما هنوز شخصیت او قابل بررسی و ضروری است که می‌توان امیرکبیر را یکی از کارگزاران ایران تلقی کرد که خیلی زود متوجه ورود جهان به مناسبات جدید شده و ادامه حکمرانی به ترتیب سابق دیگر ممکن نیست. امیرکبیر از کسانی بود که در این زمینه همت ورزید، البته شخصیت امیرکبیر را نباید منحصر به دوره صدارت خواند، او پیش از این نیز خدمات شایانی به ایران کرده بود، به خصوص لازم است به همت و عزم او در قضیه تعیین سرحدات ایران با عثمانی یاد کرد. این مذاکرات یکی از نخستین کارزارهای دیپلماتیک ایران محسوب می‌شود و کار درخشان امیرکبیر در این زمینه مایه افتخار است.

در دوره صدارت نیز البته نقش امیر در زمینه‌های مختلف از قبیل صنعتگری و دولتمداری مورد بررسی قرار گرفته است. اما بخشی که فکر می‌کنم قابل بررسی است، نقش بسیار مهم او در سرکوب بابیه است که امیر در این اقدام شجاعت بالایی از خود نشان داد. اگر امیر با اقتدار با ایشان برخورد نکرده بود، ممکن بود ایران به شورش و آشوب کشیده شود و بعید نبود که اقدامات بابیه ایران را پاره پاره کند و موجب ضررهای هنگفت به ایران شود. با توجه به مطامعی که دولت‌های استعماری در ایران داشتند، اگر ایستادگی امیر نبود، معلوم نبود کار به کجا منتهی شود. متاسفانه در سال‌های اخیر در این زمینه کوتاهی صورت گرفته است.

ایرانیان در امیرکبیر شخصیت نجات‌دهنده خود را می‌دیدند
سید علی آل داود.
شروع تحقیقات من درباره امیرکبیر و گردآوری اسناد به سال‌های اواخر دهه 1360 باز می‌گردد هنگامی که با مرحوم استاد دکتر زریاب خویی در دایره‌المعارف بزرگ اسلامی کار می‌کردم. یک روز ضمن گفت‌وگو با ایشان، دکتر زریاب گفت وقتی در دهه 1330 در کتابخانه مجلس کار می‌کردم، مجموعه‌ای از اسناد مربوط به میرزا‌تقی خان امیرکبیر به دست آمد که از خاندان دوست علی خان معیر الممالک خریداری شده بود و من به سبب اهمیت این اسناد یک کپی از آنها فراهم کردم. من از دکتر زریاب خواهش کردم این اسناد را تصحیح و چاپ کند که گفت حوصله این کار را ندارم. بنابراین این کار را به عهده من گذاشت و من مجموعه این نامه‌ها را که حدود 300 نامه به خط میرزا تقی خان امیرکبیر بود، تصحیح کردم. این نامه‌ها کوتاه است و امیر هر روز یکی از آنها را در دوره صدارتش خطاب به ناصرالدین شاه نوشته است.

در آن زمان ناصرالدین شاه هنوز جوان بوده و در امور مملکت‌داری سررشته چندانی نداشته است و طبعا لازم بوده کسی چون امیر او را راهنمایی کند. امیر نیز به شکل روزانه مراقب تمام کارهای امیرکبیر بود و هر روز به او دستورالعملی صادر می‌کرد که مثلا امروز چه کار باید بکند، از نظام سان ببیند، نامه‌های سفرای خارجی را پاسخ دهد، به نامه‌های حاکمان ایالات و ولایات پاسخ دهد و... تمام این موارد در نامه‌های امیرکبیر هست و از آنها مشخص می‌شود که در طول سه سال و اندی صدارت روزی یک نامه به شاه جوان می‌نوشته است. اما متاسفانه امروز تمام این نامه‌ها در دست نیست و آنچه باقی مانده 300نامه است.

بعد از تطبیق این نامه‌ها با نامه‌ها و اسناد دیگر متوجه حدود 40 نامه دیگر نیز شدم که مربوط به دوست علی خان معیر‌الممالک است و گویا مرحوم زریاب آنها را ندیده بود. به هر حال مجموعه این نامه‌ها را نسخه‌برداری و مرتب کردم. متاسفانه اکثر این نامه‌ها تاریخ ندارد، بنابراین تعیین ترتیب تاریخی آنها دشوار است. این یکی از نقص‌های کار امیرکبیر بوده که تاریخ نامه‌ها را قید نکرده است، شاید هم به دلیل عجله در کار این اتفاق رخ داده است.

راجع به میرزا تقی خان امیرکبیر تحقیقات چندی صورت گرفته است. آنچه بتوان آن را یک تحقیق اصیل تاریخی خواند، کتاب مرحوم عباس اقبال‌آشتیانی و سپس کتاب امیرکبیر و ایران نوشته دکتر فریدون آدمیت است. کتاب دکتر آدمیت البته با توجه به همه اهمیت و شرافتی که دارد، متاسفانه فاقد آدرس اسناد و مدارک است. اصولا دکتر آدمیت عادت نداشت که آدرس اسنادش را ارایه دهد. مثلا نامه‌ای از مرحوم امیرکبیر نقل کرده و نوشته از اسناد وزارت امور خارجه ایران یا انگلستان است. اما اینکه این سند را کجا می‌توان یافت، معلوم نیست.

بخش بیشتری از اسناد در مورد امیرکبیر در یک مجموعه خطی در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. زمانی که مرحوم عباس اقبال‌آشتیانی و مرحوم دکتر قاسم غنی قصد داشتند اثری مفصل راجع به امیر‌کبیر تالیف کنند، هر جا سندی راجع به امیرکبیر در هر کتابخانه یا مجموعه‌ای از جمله کتابخانه سلطنتی کاخ گلستان می‌یافتند، رونوشتی تهیه می‌کردند و آن را در یک مجموعه مفصل خطی گرد آوردند. بخش کمتر این اثر به خط مرحوم عباس اقبال و بخش مفصل‌تر به خط مرحوم دکتر قاسم غنی است.

تعدادی از نامه‌های این مجموعه را ذیل نامه‌هایی که امیرکبیر به ناصرالدین‌شاه نوشته در این کتاب گردآورده‌ام. این کار بخش عمده جلد اول کتابی است که در سال 1371 شمسی منتشر شد. قسمت دیگر جلد اول به کتابی تاریخی-داستانی راجع به امیرکبیر مربوط می‌شود که شیخ‌المشایخ امیر معزی با نام نوادر الامیر نوشته است. شیخ‌المشایخ در اواخر دوره احمدشاه قاجار رییس کتابخانه سلطنتی بوده است. او یک شخصیت ملی بوده و به مسائل مربوط به ایران به خصوص امیرکبیر و کارهایش علاقه زیادی داشته است، در نتیجه داستان‌هایی را که در میان مردم راجع به امیرکبیر رواج دارد گردآوری کرده است. رواج این داستان‌ها نشانگر آن است که مردم شخصیت نجات‌دهنده خود را در وجود شخصیتی که در آن زمان امیرکبیر بوده، ترسیم می‌کرده‌اند. برخی از این داستان‌ها ممکن است واقعیت تاریخی نداشته باشد یا ممکن است امری ساخته شده در ذهنیت توده مردم باشد. اما قطعا تعداد زیادی از این داستان‌ها واقعیت دارد، زیرا در آثاری دیگر به آنها اشاره شده است. مثل داستان مربوط به سماورساز اصفهانی که معروف است و مرحوم ابوالحسن فروغی نیز بعدها درباره آن مقاله‌ای نوشته است. به هر حال اهمیت کار شیخ‌المشایخ آن است که در دوره‌ای نزدیک به زمانه امیرکبیر می‌زیسته و برادر مادری خودش در دستگاه امیرکبیر کار می‌کرده است.

در جلد دوم این کتاب از منابع سازمان اسناد ملی استفاده کردم. در این سازمان اسناد زیادی درباره تاریخ دوره قاجاریه است که متاسفانه اکثر اینها تا به حال به چاپ نرسیده است. اگر بخواهیم تاریخ ایران در 200 سال اخیر را بنویسم، مهم‌ترین اسناد در خود ایران است و بخش عمده‌اش در سازمان اسناد ملی ایران نگهداری می‌شود که بخشی از آن از کتابخانه سلطنتی به سازمان اسناد منتقل شده است. آثار زیادی درباره تاریخ دوره قاجاریه تالیف شده است، اما این آثار بیشتر قصه-تاریخ است، یعنی کسانی آنها را نوشته‌اند که منتسب به دربار و سلطنت بودند و مجبور بودند که ملاحظاتی داشته باشند و این ملاحظات از ارزش تاریخی کار ایشان کاسته است. اما در اسناد چنین کتمانی دیده نمی‌شود، زیرا بنا نبوده این اسناد منتشر شود و در نتیجه نویسندگان مطالب واقعی را می‌نوشتند.

یکی از ویژگی‌های خاص ناصرالدین شاه برخلاف شاهان پیش از او این بوده که دستور انهدام این اسناد را نداده است. معمولا تاریخ ایران فاقد سند است و منابع تاریخی به کتاب‌هایی که مورخان رسمی نگاشته‌اند، منحصر می‌شده است. اما ناصرالدین شاه دستور داده این اسناد جمع‌آوری شود و مسوول بایگانی او محمود خان ملک‌الشعرا شاعر معروف آن عصر بوده که علاوه بر هنری که در بایگانی و گردآوری اسناد داشته، در تذهیب و نقاشی نیز استاد بوده است و مجموعه اسنادی که به دستش رسیده را در آلبوم‌هایی که درست کرده نگهداری کرده و الان این اسناد موجود است. به عقیده من اگر بخواهیم تاریخ درستی از دوره قاجاریه بنویسیم، باید مجموعه آنها را که حدود 700 آلبوم است و حدود 1200 صفحه است، مورد مطالعه قرار دهیم.

نشست نقد و بررسی کتاب امیرکبیر و ناصرالدین شاه

خوشبختانه من موفق شدم برای رسیدگی به اسناد مربوط به امیرکبیر از 10،15 سال پیش سراسر این آلبوم‌ها را تورق کنم و اسناد مربوط به امیرکبیر را استخراج کنم. اما غیر از نوادر الامیر راجع به کارهای عجیب و غریبی که امیر انجام داده نیز داستان‌هایی ارایه کرده‌ام که صد در صد با واقعیت انطباق دارد. زیرا بخشی از آنها را محمدحسن خان اعتماد‌السلطنه در کتاب صدرالتواریخ ارایه کرده است. محمدحسن خان به این دلیل که پدرش میرزا علی‌خان اعتماد السلطنه قاتل اصلی امیر کبیر بود، بعدها عنادی با امیرکبیر داشت و می‌خواست پدرش را از اقدامی که علیه امیرکبیر کرده تبرئه کند. او همیشه در آثارش گوشه و کنایه‌هایی به امیرکبیر زده است. اما در کتاب صدرالتواریخ این داستان‌ها به عنوان وطن خواهی و اقدامات برجسته امیرکبیر یاد شده است.

همچنین از کتاب میرزا حسن خان جابری اصفهانی با نام آگهی شهان از کار جهان استفاده کردم. البته این کتاب از نظر تالیفی چندان منظم نیست، اما از حیث کثرت اطلاعاتی که در آن آمده اثری قابل توجه است. در این کتاب نیز داستان‌ها و حکایت‌های جدیدی درباره امیرکبیر آمده است. بنابراین اثر حاضر یعنی امیرکبیر و ناصرالدین شاه تلفیقی از مجموعه این آثار است و در آن کوشیده‌ام نظم و ترتیب به همه آن اطلاعات بدهم. البته باید اذعان کنم هنوز همه اسنادی که راجع به امیرکبیر هست، در این کتاب نیامده و مقداری از آنها در کاخ سلطنتی هست که متاسفانه نتوانستم به آنها دسترسی پیدا کنم.

در سازمان اسناد همچنین راجع به تقابل امیرکبیر با بابیه چندین مجلد وجود دارد که بسیار مهم است و افکار و عقاید نخستین پیشگامان این گروه را نشان می‌دهد و علت اینکه امیرکبیر با ایشان درگیر شده را نیز روشن می‌کند. البته متاسفانه دسترسی به این منابع همچنان چندان ساده نیست و امیدواریم محققان بتوانند بدون مشکل به این منابع دسترسی پیدا کنند.

میراث‌دار زمان‌های نابسامان
سید محمد صادق سجادی: نخست به وضعیت ایران مخصوصا بعد از آنکه دوران بسیار بی‌کفایت حاج میرزا آغاسی و محمدشاه به پایان رسید، اشاره می‌کنم. آنچه که به شاه جوان و صدراعظم او میرزا تقی خان امیرکبیر به ارث رسید، کشوری نابسامان بود که قسمتی از آن را دولت فخیمه انگلیس به بهانه افغانستان از ایران جدا کرد و بخش بزرگی را کشور روس از ایران جدا کرد. سواحل جنوب ایران هم مورد تعدی دولت انگلستان بود. در چنین فضایی وقتی میرزا تقی خان به صدارت رسید، برای رتق و فتق امور و بسامان آوردن این نابسامانی‌ها ناچار بود که قسمت مهمی از صدارت عظمی را به نامه‌نگاری هم به نمایندگان دول بیماری و هم به امرای ولایات و حکام و بقیه کارگزاران دولتی اختصاص دهد. بنابراین نامه‌های امیرکبیر باید بسیار بیش از آنچه الان در دسترس است، باشد.

اهمیت نامه‌های امیر از چند جهت است. در وجه نخست متاسفیم که امروز راجع به بسیاری از نامه‌ها، فرامین و منشات دولتمردان بزرگ ایران چیزی در دست نداریم. اگر داشتیم شاید قسمت مهمی از نقاط تاریک متعددی که در تاریخ ایران عصر اسلامی وجود دارد، روشن می‌شد و به مدد تحقیقاتی که مبتنی بر آن نامه‌ها و اسناد بود، آشکار می‌شد. ما به ندرت از دیوانسالاران و وزرا و حکام از قرون گذشته نامه‌هایی داریم. آن چه مثلا از رشیدالدین فضل‌الله داریم، معمولا نامه‌های غیرسیاسی است. اما خوشبختانه راجع به یکی از رجال معاصر بزرگ ایران یعنی امیرکبیر نامه‌های زیادی در دست است و این می‌تواند برای تحقیقات تاریخی در یکی از پرمخاطره‌ترین ادوار تاریخ ایران به کار‌ آید. البته متاسفانه این نامه‌ها کمتر مورد استفاده واقع شده است.

مورخان معدود دوران ناصری و پس از آن نیز که تاریخ ایران را نوشته‌اند، اولا به جزییات توجه نکرده‌اند و متعرض کلیات شده‌اند. محققانی که امروزه در این دوره مهم کار می‌کنند، باید به این نامه‌ها توجه کنند. این نامه‌ها مشحون از اطلاعات گرانبها درباره سیاست خارجی و اداره امور داخلی کشور است. کوشش‌های امیر برای اینکه دو دولت نیرومند ایران را از دو جهت احاطه کرده بودند، قابل ذکر است. قسمت مهمی از ایران تحت نفوذ دولت‌های بریتانیا و تزاری روسیه بود. از قبل نیز دایما به ایران چشم طمع داشتند و به وسایط مختلف خاک ایران را ضمیمه خود می‌کردند.

در واقع یکی نخستین آغازگاه‌های فعالیت سیاسی امیرکبیر سه سالی بود که برای تحدید مرزهای ایران مامور شد و با عثمانی‌ها به مذاکره پرداخت. بعدها نیز که عثمانی‌ها به خاک ایران تجاوزهایی کردند، شاید مهم‌ترین کسی که به این تجاوزها اعتراض کرد و از طریق دو دولت روس و انگلیس چندین بار به عثمانی هشدار داد، میرزا تقی خان امیرکبیر بود. در نامه‌هایی که منتشر شده تعداد زیادی از نامه‌ها خطاب به ماموران سیاسی انگلیس و روس و همچنین ماموران سیاسی فرانسه است. البته آن زمان مشخص نبود که انگلیسی‌ها و روس‌ها به صورت پنهانی دولت عثمانی را تحریک می‌کنند تا موافقتنامه‌ای که در ارزنه‌الروم با امیرکبیر امضا کرده را زیر پا بگذارد.

دیگر دلیل اهمیت این کتاب موافقت ایران با منع تجارت بردگی است که به صراحت در نامه‌های امیر دیده می‌شود. ایران به صراحت نخستین کشور در این منطقه از آسیاست که با منع خرید و فروش برده در خلیج فارس و سواحل دو سوی آن موافقت می‌کند به صراحت در چند تا از نامه‌های امیرکبیر این نکته دیده می‌شود. مساله بعدی اهمیت این اثر داستان‌هایی است که در آن آمده است. قطع نظر از اینکه این داستان‌ها با حقیقت تاریخی تطبیق بکند یا خیر، خود این داستان‌ها فی‌نفسه محل تحقیق و توجه بسیار است. این داستان‌ها بازتاب آمال و اندیشه‌های مردم است و از نظر داستان‌گذاری اهمیت فراوانی دارد. این نوع داستان‌ها از جهات ادبی و تحقیق در تاریخ اجتماعی ایران و نوع تلقی مردم از دولتمردانی که در ادوار بسیار استبدادی ایران به آنها اعتنا دارند، سخت اهمیت دارد. به خصوص این داستان‌های مربوط به امیرکبیر حایز اهمیت است. اساس کتاب به خصوص نامه‌های ناصرالدین شاه به امیر و همچنین نامه‌های بعد از عزل امیرکبیر از اهمیت بالایی برخوردار است.

اولا در ایام معزولیت امیرکبیر ناصرالدین شاه چندین بار در جواب بعضی از دلتنگی‌های امیرکبیر می‌گوید سخن یا سخن چینی هیچ کس را درباره امیر نمی‌پذیرد. در حالی که دیدیم در نهایت خلاف این حرف عمل کرد و امیرکبیر را کشت. اما نامه‌های امیرکبیر در ایام عزل نیز بسیار قابل توجه است، یعنی با اینکه عزل شده هیچ از احترام سابقش نسبت به شاه و اطاعت اوامر او نکاسته است، گرچه ظاهر نامه نشان می‌دهد که چندان بر خلاف گذشته چندان به دربار نمی‌رفته و همین نرفتن نیز موجب گلایه شاه شده است. اما آنچه که تعجب‌برانگیز است این است که تا روزهای آخری که امیرکبیر به کاشان تبعید می‌شود، هیچ در نامه‌ها به هیچ‌وجه به این اشاره نمی‌شود که در نهایت شاه امیرکبیر را به چنین سرنوشتی دچار می‌کند. به هر حال این آثار ماده و مواد خام تحقیق تاریخی است. ما متاسفانه از این دست آثار کم داریم و اگر چنین کارهایی بیشتر شود، بر غنای تحقیقات ما خواهد افزود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

با نگارش رساله‌ای درباره ابن‌سینا، از دانشگاه آکسفورد دکترا گرفت... در دانشگاه شیکاگو به عنوان استاد اندیشه اسلامی فعالیت کرد... ارایه راه‌حلی بر روش تفسیری سنتی آیه به آیه مسلمانان... تاثیر متقابل وحی الهی و تاریخ یعنی تاثیر جامعه عصر نزول قرآن... رویکرد ناقص، گزینشی و بیرون‌نگر به قرآن را نقد می‌کرد و از اینکه هنوز مفسران معاصر از این روش برای فهم قرآن استفاده می‌کنند، ناراضی بود ...
بی‌مهری و خیانت مادر به پدر، خانواده را دچار تشنج می‌کند. موجب می‌شود آلیسا نفرت عمیقی از عشق زمینی پیدا کند. آلیسا برای رفع این عقده به عشق آسمانی پناه می‌برد و نافرجامی برای خود و ژروم و ژولیت به بار می‌آورد... بکوشید از در تنگ داخل شوید. دری که به تباهی منتهی می‌شود، فراخ و راه آن گسترده است زیرا دری که به حیات منتهی می‌شود، تنگ است. برای ژروم این در همان در اتاق آلیسا است ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...