سومین دوره جایزه کتاب سال الوند برگزیدگان خود را شناخت.

 ایرج ضیایی جنون دارد این دوچرخه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، از میان نامزدهای این دوره به ترتیب حروف الفبا که عبارت بودند از: «از هر از گاه» مظاهر شهامت،‌ «از چه رنگی به تن؟ »ابوالفضل پاشا،‌ «اینجا نیروی جاذبه کمتر است» رزا جمالی، «پاهای خواب رفته مترسک» مهدی عدالتی‌، «ترانه‌های گمشده در کوچه‌های باد» محمود معتقدی،‌ «جنون دارد این دوچرخه» ایرج ضیایی، «چرخ‌زدن با دلتنگی» محمدباقر کلاهی اهری،‌ «دیوارها آوار به دنیا می‌آیند» صابر سعدی‌پور، «سوسن» فاطمه سالاروند،‌ «عاشقانه‌های رنوی پیر قرمز» حمیدرضا شکارسری،‌ «غم‌آغوشی» ترانه جامه‌بزرگی، «قی‌چی» از شهرام پوررستم‌، «مین‌ها همیشه سر به زیرند» جمال بیگ.

در این بخش ضمن تقدیر از کتاب «ترانه‌های گمشده در کوچه‌های باد» محمود معتقدی؛ تندیس و لوح تقدیر این دوره به ایرج ضیایی با مجموعه شعر «جنون دارد این دوچرخه» اهداء می‌شود.

برگزیده در بخش «انجمن علمی نقد ادبی ایران»

از میان تمام آثار بررسی شده توسط داوران انجمن، تندیس و لوح تقدیر این بخش به کتاب «سوسن» از فاطمه سالاروند تعلق می‌گیرد.

برگزیدگان در بخش استانی ویژه شاعران استان همدان

در این بخش و از میان آثار ارسالی به دبیرخانه جایزه، یک تندیس و دو لوح سپاس به ۳ شاعر استان همدان تقدیم می‌شود.

با سپاس ویژه از مهدی طراوتی‌توانا و مریم فعله‌گری و تقدیم لوح تقدیر، تندیس جایزه به شادی صالحی تعلق می‌گیرد.

در این بخش محمدسینا برنده هم به عنوان «شاعر امید» معرفی شد.

داوران این دوره در هر سه بخش عبارت بودند از: ‌ دکتر قربان ولیئی (شاعر و عضو هئیت علمی دانشگاه زنجان)، دکتر سیدمهدی طباطبایی (شاعر و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)، دکتر سیدعلی قاسم‌زاده (منتقد و عضو هیئت‌مدیره انجمن و عضو هیئت علمی دانشگاه امام خمینی (ره)، دکتر ابراهیم خدایار (رئیس انجمن علمی نقد ادبی ایران، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس)؛ علیرضا بهرامی، محمد صارمی‌شهاب، حجت یحیوی و حسن گوهرپور.

لازم به ذکر است در دوره نخست فرزاد آبادی برای مجموعه شعر «گفت و گو با تاریکی» جایزه کتاب سال الوند را دریافت کرد، همچنین تندیس جایزه به انتخاب انجمن علمی نقد ادبی به شاعر افغانستانی، سیدرضا محمدی، با مجموعه شعر «روح اندوهگین ۱ شاعر» تعلق گرفت.

در دوره ۲ جایزه هم فرامرز ۳‌دهی با مجموعه شعر «فنجان شکسته در پاییز فروپاشی» در بخش «کتاب سال شعر الوند» و دکتر محمدرضا ترکی با مجموعه شعر «سال‌های بی ترانگی» در بخش «جایزه ویژه انجمن علمی نقد ادبی ایران» معرفی شدند از حسنا محمدزاده با کتاب «پری روز» نیز در این بخش تقدیر شد.

در دومین دوره، یک بخش به جایزه اضافه شده بود که بخش شاعران استان همدان بود. در نخستین دوره از این بخش، محسن جعفری از ملایر تندیس جایزه را دریافت کرد و از کمال امرایی از همدان و لیلا اوحدی از ملایر تقدیر شد. همچنین از حدیثه یاری به عنوان کم سن‌ترین شرکت کننده جایزه به عنوان «شاعر امید» تقدیر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...