«ردِّ پای عشق در شعرِ زنانِ جهان» تازه‌ترین کار فریده حسن‌زاده منتشر شد.

به گزارش ایسنا، «کتاب ردِّ پای عشق در شعرِ زنانِ جهان» چاپ نشر بید،  سرانجام بعد از حذف ۱۰ صفحه مجوز گرفت و از امروز (اول مهرماه) پشت ویترین کتاب‌فروشی‌ها در دسترس خوانندگان شعر است.

این کتاب در ۲۴۶ صفحه دربرگیرنده‌ زندگی‌نامه و شعرهای ۳۵ شاعر زن از کشورهای مختلف دنیا و از هزاره‌های قبل از میلاد تا امروز است.

 تفاوت بارز این کتاب با آنتولوژی‌های قبلی فریده حسن‌زاده، در میان نهادن ماجراهای پشت پرده‌ شعرهای عاشقانه‌ مشهور با خوانندگان است؛ شعرهایی از شاعرانی چون الیزابت برت برانینگ، امیلی برونته، مارگارت آتوود، کرول آن دافی ملک‌الشعرای انگلیس، نینا کاسیان  شاعر ملی رومانی و برندگان جوایز پولیتزر مثل می سوانسن‌، شارون الدز و  لوئیز الیزابت گلوک.

فریده حسن‌زاده  که این کتاب را محصول سال‌های متمادی پژوهش در زندگی‌نامه‌ شاعران و تلاش در بازآفرینی شعرهای آن‌ها می‌داند کارِ بعدی خود را گزینه‌ای از شعرها و نامه‌های نیما یوشیج به زبان انگلیسی معرفی می‌کند که در آمریکا منتشر خواهد شد. تازه‌ترین شعر خود او هم در «آنتولوژی بین‌المللی شعرهای برتر جهان معاصر» به چاپ رسیده است.  

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...