زندگی‌نامه‌ی کامل مهرداد اوستا به قلم حبیب آبادی منتشر می‌شود.

به گزارش ایسنا، پرویز بیگی حبیب‌آبادی، پس از کتابی که درباره‌ی زندگی مشفق کاشانی تالیف کرده، در حال گردآوری مطالب لازم برای تدوین زندگی‌نامه محمدرضا رحمانی متخلص به مهرداد اوستاست.

او با توجه به مقالات و نوشته‌ها و همچنین انجام مصاحبه با دوستان اوستا قصد دارد این کتاب را تنظیم کند.

بیگی حبیب‌آبادی درنظر دارد با مشفق کاشانی، محمود شاهرخی، قیصر امین‌پور و حسین اسرافیلی گفت‌وگوهایی را انجام دهد وهمچنین با کسانی که در جلسه‌های حوزه هنری این شاعر معاصر شرکت داشته‌اند.

او با تاکید بر این‌که این نوع کارها تاریخ ادبیات یک دوره است، گفت تصمیم دارد به زندگی شاعران دیگری هم بپردازد.

این شاعر که پیش از این، سفرنامه ترکیه‌اش منتشر شده، درصدد است تا دیگر سفرنامه‌هایش را به حج، جبهه، دریا، باکو، هند و پاکستان نیز منتشر کند.

کاست «شب عاشقی» با صدای او که 16 قطعه از شعرهایش را دکلمه کرده، همراه با موسیقی امید فتح‌اللهی به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر حوزه هنری منتشر شده است.

موضوع این شعرها عمدتا وطن و ایران، مردم ایران، خلیج ‌فارس، دفاع مقدس و به گفته او، شعرهای بیش‌تر حماسی‌اند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...