برگزیدگان هجدهمین جشنواره شعر فجر، شامگاه چهارشنبه یازدهم بهمن در سالن سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شدند.

محمدباقر کلاهی اهری «ای زیبارو خدا خیرت دهد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مراسم اختتامیه و معرفی برگزیدگان هجدهمین جشنواره شعر فجر برگزار شد. برگزیدگان این جشنواره به شرح زیر معرفی شدند:

بخش کودک و نوجوان
اسماعیل الله‌دادی با مجموعه «بعضی از پرنده‌ها شاعرند» برگزیده جشنواره شعر فجر شد و جایزه ۲۰۰ میلیون تومانی این بخش را به خانه برد.
«شعرهای رودخانه» از محمود پوروهاب در این بخش شایسته تقدیر شد و ۷۵ میلیون تومان به این شاعر اهدا شد.

مریم زندی، غلامرضا بکتاش و بابک نیک‌طلب داوران این بخش بودند.

بخش درباره شعر
هیئت داوران دو اثر زیر را به صورت مشترک در این بخش شایسته تقدیر دانست:
مهدی علیایی مقدم برای کتاب «شعر سپید: پژوهشی در باب قالبی بی‌قافیه» از نشر نامک
زهرا سید یزدی و مرضیه خافی برای کتاب «فهرست توصیفی - تحلیلی مقالات مربوط به فردوسی و شاهنامه از سال ۱۲۹۴ تا ۱۳۸۰» از انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد
این دو اثر لوح تقدیر، تندیس به همراه جایزه ۷۵ میلیونی را به خانه بردند.
سعید مهدوی فر برای کتاب «خاقانی‏نامه (دفتر اول)» از‬ انتشارات ادبیات، لوح تقدیر؛ تندیس و جایزه ۲۵۰ میلیونی این بخش را به خود اختصاص داد.

وحید عیدگاه طرقبه ای، قربان ولیئی و حسنا محمدزاده داوران این بخش بودند.

بخش شعر بزرگسال / گروه شعر نو
حنیف خورشیدی برای کتاب «ندرت ناگوار مرگ» از انتشارات شب چله شایسته تقدیر شد و لوح تفدیر، تندیس و به همراه مبلغ ۷۵ میلیون را به خانه برد.
محمدباقر کلاهی اهری برای کتاب «ای زیبارو خدا خیرت دهد» از نشر مهر و دل نیز در این بخش به عنوان برگزیده لوح تقدیر، تندیس و جایزه ۲۵۰ میلیونی را دریافت کرد.

بخش شعر بزرگسال / گروه محاوره
علیرضا طبایی برای کتاب «عشق تو نمی‌میرد» از انتشارات آرادمان شایسته تقدیر شد و لوح تقدیر، تندیس به همراه مبلغ ۷۵ میلیون تومان را دریافت کرد.
امیرعلی سلیمانی برای کتاب «محاورات» از نشر نزدیک‌تر به عنوان اثر برگزیده این بخش لوح تقدیر، تندیس به همراه جایزه ۲۵۰ میلیون تومانی را به خانه برد.

بخش شعر بزرگسال / گروه کلاسیک
حمید مبشر برای کتاب «کوچه بارانی اشراق» از انتشارات شهرستان ادب به عنوان اثر شایسته تقدیر این بخش لوح تقدیر، تندیس و مبلغ ۷۵ میلیون تومان را به خود اختصاص داد.
حسین دهلوی برای کتاب «دل‌بستگی» از انتشارات سوره مهر به عنوان برگزیده این بخش لوح تقدیر، تندیس و مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان را به خود اختصاص داد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...