همزمان با نود و چهارمین سالروز تولد امیرهوشنگ ابتهاج آلبوم «تا صبح شب یلدا» با شعرخوانی این شاعر و آثار آهنگسازان برگزیده موسیقی کلاسیک دنیا پیش روی مخاطبان قرار گرفت.

 امیرهوشنگ ابتهاج سایه تا صبح شب یلدا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، آلبوم «تا صبح شب یلدا» توسط کانون فرهنگی هنری «نی داوود» منتشر شد.

در این آلبوم که علاوه‌بر نسخه دیجیتالی به صورت فیزیکی در قالب دو آلبوم منتشر شده، تعدادی از آثار منتخب امیرهوشنگ ابتهاج با صدای او و موسیقی تعدادی از آهنگسازان مهم و تاثیرگذار موسیقی کلاسیک دنیا برای شنوندگان ارائه شده است.

«کاروان» با موسیقی «سمفونی شماره ۲، موومان اول» اثر آرام خاچاطوریان، «برای روزنبرگ ها» با موسیقی «اورتوراگمنت» اثر بتهوون، «زمین» با موسیقی «سمفونی شماره ۳۹، موومان اول» اثر موتزارت، «بازگشت» روی موسیقی «سرناد op.۸، موومان سوم» اثر بتهوون، «شب گیر» روی موسیقی «تریپل کنسرتو، موومان اول» اثر بتهوون، «ای فردا» روی سمفونی شماره ۸، موومان اول اثر بتهوون، «برسواد سنگفرش راه» روی سمفونی شماره ۵، موومان اول اثر ماهلر، «مرگ دیگر» روی سمفونی شماره ۴، موومان اول اثر بتهوون، «شاد باش» روی موسیقی «رقص گل» اثر چایکوفسکی بخشی از مجموعه «تا صبح شب یلدا» را تشکیل می‌دهند.

در بخش دیگری از این آلبوم نیز قطعات «بوسه» روی آداژیو (کول نیدری) اثر ماکس بروخ، «تشویش» روی کنسرتو ویولن، موومان دوم اثر بتهوون، «مرثیه جنگل» با موسیقی سمفونی «فانتاستیک- موومان اول» اثر برلیوز، «پردگی» با موسیقی سمفونی فانتاستیک، موومان سوم» اثر برلیوز، «پرنده می‌داند» با کنسرتو ویولن، موومان دوم اثر چایکوفسکی، «آزادی» روی سمفونی شماره ۹، موومان اول اصر بتهوون و «کیوان ستاره بود» روی سونات شماره ۵ برای ویولن و کلاوسن، موومان اول اثر باخ پیش روی شنوندگان قرار گرفته است.

امیر هوشنگ ابتهاج از جمله شاعران و پژوهشگران مطرح زبان فارسی متخلص به «ه. ا. سایه» است. وی در سال ۱۳۲۵ اثر «نخستین نغمه‌ها» و سپس مجموعه شعر به سبک جدیدش با عنوان «سراب» را منتشر کرد. ابتهاج بعد از انتشار این آثار و سپس مجموعه «سیاه مشق»، مجموعه «چند برگ از یلدا» را نیز پیش روی مخاطبان قرار داد. سایه در طول فعالیت‌های هنری فرهنگی خود طی زمان حضورش در ایران سرپرست برنامه گل‌ها در رادیو و پایه گذار برنامه موسیقایی «گلچین هفته» بود. که در این چارچوب تعدادی از اشعار او توسط هنرمندانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، پرویز مشکاتیان، صدیق تعریف و بسیاری دیگر از هنرمندان صاحب نام موسیقی کشورمان اجرا شده است.

آلبوم «تا صبح شب یلدا» با شماره مجوز ۲-۹۶۳ دفتر موسیقی وزارت ارشاد و شماره ثبت کتابخانه ملی ۱۷۷۶۲ توسط کانون فرهنگی هنری نی داوود منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...