گوشه‌هایی کوتاه ببینید از مجموعه کارتونی «دختری به نام نل» [Wandering Girl Nell] که در دهه هشتاد میلادی و در ۲۶ قسمت، بر اساس رمان «مغازه عتیقه‌فروشی» [The Old Curiosity Shop] اثر چارلز دیکنز ساخته و پخش شده‌ بود:


دختری به نام نل | چارلز دیکنز | 1980 م.
صدا پیشگان:
نل: ناهید امیریان شمس‌آبادی، ترنت: حسین معمارزاده، کیت: مهوش افشاری، کیلپ: ناصر احمدی، براس: تورج نصر.
...

رمان مغازه عتیقه فروشی به سال ۱۸۴۱ و به صورت پاورقی هفتگی در روزنامه منتشر شد. و مثل اکثر آثار دیکنز، نمایی‌ست واقعی از فلاکت زندگی طبقه فرودست. اما شرکت ژاپنی سازنده‌ی انیمیشن، قصد داشت با استفاده از کاراکترهای کمدی و موقعیت‌های طنز، تصویر سیاه دیکنز از بریتانیای قرن نوزدهم را برای بینندگان جذاب کند؛ به عنوان مثال در پایان سریال برخلاف رمان، نل بعد از اطلاع از مرگ مادرش، در بستر بیماری می‌افتد، اما مادرش در عالم رویا به دیدارش می‌آید و نل پس از به آغوش کشیدن مادر دوباره به زندگی برمی‌گردد؛ در حالی که دیکنز رمان را با مرگ نل و خودکشی پدربزرگ به پایان می‌رساند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

دو پسر تصمیم دارند در محله کوچک‌شان که تنها چهارده خانه در آن وجود دارد، به تحقیق درباره ادعای کیث که می‌گوید مادرش یک جاسوس آلمانی است، بپردازند... جنگ جهانی دوم در جریان است... روی سینه‌ریز نقش معروف سه حرف روی زمینه‌ای آبی و براق بود... با اغواگری راه خود را به خلوتگاه استفن و کیث که مملو از بویی شیرین است، باز می‌کند... همه‌ی نازی‌ها در طرف دیگر جبهه نیستند ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...
فرزندان هیزم‌شکنی فقیر، به نام تیل‌تیل و میتیل... در شب عید نوئل چراغانی کاخ همسایه را بی‌رشک و حسد تماشا کنند... کافی است دانه‌ی الماس را به آهستگی بچرخانند تا روح اشیا و جانوران را که از چشم افراد گیج پنهان می‌مانند، ببینند... به درون «کاخ شب» راه می‌یابند... نخستین منزل «سرزمین خاطرات» است... در «قلمرو آینده» با کودکانی که در آینده باید زاده شوند، آشنا می‌گردند... ...
محض سرگرمی طاووس پرورش می‌دهد... زوج جوانی که به تازگی فرزند نوزاد خود را از دست داده اند... به مجرد کوچکترین بحث و جدلی یکدیگر را متهم می‌کنند: تو خودی نیستی... پس از مرگ شوهر همه شیرهای آب خانه را باز می‌کند... به درمانگاه سقط جنین مراجعه می‌کنند تا بچه را سقط کنند... رابطه خوبی با پدر مجسمه‌سازش ندارد... همه‌ یتیم‌ها را جز دوقلوهایی که در جنگ کشته می‌شوند، سر و سامان می‌دهد ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...