ترجمه انگلیسی تازه‌ترین رمان ماریو بارگاس یوسا نویسنده مطرح پرویی دوم اکتبر (10 مهر) منتشر می‌شود.

"دختر بد" جدیدترین اثر ماریو بارگاس یوسا که چند ماه پیش به زبان اسپانیایی منتشر شد، به زودی با زبان انگلیسی در دسترس هواداران این نویسنده قرار می‌گیرد.

به گزارش مهر به نقل از آمازون، رمان "دختر بد" اثر نوستالژیکی است که ماجراها و اتفاقات آن در سال 1950 روی می‌دهد. در این کتاب "ریچارد اسلیم" یک نوجوان بی بندوبار است که با دختری 14 ساله به نام لیلی آشنا می‌شود. لیلی به همراه خواهرش تغییر لباس و چهره می‌دهند تا خود را نجیب‌زاده و ثروتمند نشان بدهند و اصالت خود را به فراموشی بسپارند. لیلی سخت مورد حسادت همکلاسی‌هایش قرار می‌گیرد و سپس ناپدید می‌شود. سال‌ها می‌گذرد تا اینکه ریچارد به کار ترجمه مشغول می‌شود و بواسطه شغلش به همه جا سفر می‌کند. در این میان لیلی با تغییر چهره‌های مختلف سر راه او سبز می‌شود و...

"دختر بد" ماریو بارگاس یوسا در 288 صفحه از سوی سه ناشر مختلف دوم اکتبر منتشر می‌شود.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...