رمان «آهنگ پیامبر» [Prophet Song] اثر پل لینچ [Paul Lynch] برنده جایزه بوکر ۲۰۲۳ شد تا این‌جایزه به داستان سرایی احساسی برسد.

آهنگ پیامبر» [Prophet Song] اثر پل لینچ [Paul Lynch]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پل لینچ نویسنده کتاب «آهنگ پیامبر» جایزه ۵۰هزار پوندی بوکر ۲۰۲۳ را شب پیش در مراسمی که در لندن برگزار شد از شیهان کاروناتیلاکا برنده سال پیش دریافت کرد.

اسی ادوگیان، رئیس داوران، کتاب برنده را «روح‌شکن و واقعی» توصیف کرد و افزود که خوانندگان به این زودی‌ها نمی‌توانند هشدارهایی که می‌دهد را فراموش کنند.

«آهنگ پیامبر» در بررسی کتاب‌های امسال به عنوان «کتابی حیاتی برای دوران کنونی ما» معرفی شده زیرا برخی از بزرگترین نگرانی‌های اجتماعی و سیاسی عصر ما، از ظهور افراط‌گرایی سیاسی تا وضعیت اسفناک جهانی پناهندگان را به تصویر می‌کشد.

پل لینچ درباره این کتاب گفت: تلاش برای همدلی که در این کتاب ارایه شده تا حدودی افراطی است، اما می‌خواستم خواننده را تا آنجا که می‌توانم در موضوع غرق کنم به نحوی که در پایان کتاب نه تنها متوجه موضوع شوند، بلکه خودشان این مشکل را احساس کنند.

لینچ پس از آیریس مرداک، جان بانویل، رودی دویل و آن انرایت، پنجمین نویسنده ایرلندی است که برنده جایزه بوکر شده است. آنا برنز نویسنده‌ای از ایرلندی شمالی هم سال ۲۰۱۸ برنده این جایزه شد. لینچ یکی از چهار نویسنده ایرلندی بود که در فهرست اولیه امسال این جایزه جای گرفته بود.

«آهنگ پیامبر» در بریتانیا توسط «وان ورلد» یک ناشر مستقل منتشر شده که پیش از این ۲ سال متوالی در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ با «تاریخ مختصر هفت قتل» مارلون جیمز و «فروش کامل» اثر پل بیتی برنده این جایزه شده بود.

در رمان پل لینچ برنده جایزه بوکر ۲۰۲۳، مادری با انتخاب وحشتناکی روبه‌رو می شود و در حالی که آزادی‌های شخصی‌اش از بین رفته، جامعه را به سمت فروپاشی می‌بیند.

اسی ادوگیان، رییس داوران امسال جایزه گفت: از همان اولین ضربه به در، «آهنگ پیامبر» ما را مجبور می‌کند از خودِ راضیِ خود بیرون بیاییم تا مصیبت وحشتناک زنی را دنبال ‌کنیم که برای محافظت از خانواده‌اش در ایرلندی که به سمت توتالیتاریسم می‌رود، تلاش می‌کند. ما از همان ابتدا احساس ناآرامی ‌کردیم، غرق شده بودیم، تسخیر شده کلاستروفوبیای پایدار دنیای قدرتمند لینچ بودیم. او واقعیت خشونت و آوارگی دولتی را به تصویر می‌کشد و هیچ چیز آرام‌بخشی ارائه نمی‌کند.

وی افزود: لینچ با کتابش شاهکارهای زبانی را هم به رخ می‌کشد. او قلب شاعری دارد و از تکرار و نقوش تکراری برای خلق تجربه‌ای از مطالعه با تمام وجود بهره می‌گیرد. این کتاب به معنی پیروزی داستان سرایی احساسی، شجاعانه و با شهامت است. «آهنگ پیامبر» با وضوح بسیار، اضطراب‌های اجتماعی و سیاسی لحظه کنونی ما را به تصویر می کشد. خوانندگان آن را تکان دهنده و واقعی خواهند یافت و به این زودی‌ها نمی‌توانند هشدارهای آن را فراموش کنند.

داوران در ابتدای جلسه نهایی اعلام کردند که هر ۶ کتابی که به فهرست نهایی امسال راه یافته‌اند، می‌توانند برنده شایسته‌ای باشند، اما «آهنگ پیامبر» جمله‌های استادانه‌ای به کار برده و در عین حال مشت عاطفی عمیقی به همراه دارد.

«وسترن لین» اثر چتنا مارو تنها فینالیست بریتانیایی، «نیش زنبور» اثر پل موری، «این عدن دیگر» اثر پل هاردینگ، «اگر از تو جان سالم به در ببرم» اثر جاناتان اسکوفری و «مطالعه برای اطاعت» نوشته نویسنده کانادایی سارا برنشتاین رقبای «آهنگ پیامبر» در فهرست نهایی امسال این جایزه بودند.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...