3 کتاب دیگر از مجموعه «کمیسر کوگل بلیتس» نوشته اورزل شفلر با ترجمه سید امین‌الدین ابطحی توسط نشر چشمه منتشر شد.

به گزارش مهر، عناوین پنجم تا هفتم مجموعه «کمیسر کوگل بلیتس» به‌ترتیب «جعبه موسیقی بنفش»، «اتاق آبی» و «روح سیاه» هستند.

پیش از این‌سه‌کتاب، ترجمه مجلدات اول تا چهارم مجموعه کمیسر کوگل با عناوین «جوراب قرمز»، «نقاب نارنجی»، «چمدان زرد» و «طوطی سبز» چاپ شده‌اند.

اورزل شفلر نویسنده آلمانی ۸۰ ساله است که برای بچه‌ها می‌نویسد. کمیسر کوگل بلیتس، شخصیت اصلی یک مجموعه کتاب از این نویسنده است که اولین‌شان در سال ۱۹۸۲ و آخرین‌شان در سال ۲۰۱۲ چاپ شد. از مجموعه «کمیسر کوگل بلیتس» تا به حال ۳۲ کتاب منتشر شده است.

مخاطبان اصلی کتاب‌های «کمیسر کوگِل بلیتس» بچه‌های گروه سنی ج و ۱۰ سال به بالا هستند. داستان‌های این کتاب‌ها، برای کله‌هایی نوشته شده‌اند که خوب کار می‌کنند و قرار است فکرشان را به کار بیاندازند. هر کتاب حاوی یک معماست که پاسخش در پاکتی انتهای کتاب مخفی شده است. تصویرگری این کتاب‌ها هم توسط هانس گربر انجام شده است.

در کتاب «جعبه موسیقی بنفش» کمیسر به یک جعبه موسیقی بنفش و یک مرد پیژامه‌پوش که چند دقیقه پیش از ناودان یک ویلا بالا رفته، مشکوک شده است. البته کمیسر به نیکی هم مشکوک شده که وانمود می‌کند توی تختش خوابیده است. در این‌کتاب ظاهرا کمیسر به همه‌چیز و همه‌کس مشکوک شده چون او به مردی که توی فروشگاه بوده و یک‌دفعه چاق شده هم مشکوک است. اما بچه‌ها نباید ناراحت باشند چون کمیسر می‌تواند این‌معما را مثل معماهای دیگر، ظرف سه‌سوت حل کند.

نسخه اصلی «جعبه موسیقی بنفش» در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است. عناوین مختلف بخش‌های این‌داستان به‌ترتیب عبارت‌اند از: جعبه موسیقی بنفش، دزدِ پیژامه‌پوش، لوستر عتیقه عمه آدلهاید، سوزوکی بی‌دلیل غرش نمی‌کند، شبی که کوگل بلیتس پرستار بچه شد، بچه‌قورباغه، گل همه‌جا گل، شیرِ سمی، دست خیانت‌کار، پُر حرفی، یخ‌زده، کامپیوترها نمی‌خوابند، مهمان نامرئی.

این‌کتاب با ۹۲ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۸ هزار تومان منتشر شده است.

در کتاب ششم این‌مجموعه، «اتاق آبی»، کمیسر می‌فهمد که در اتاق آبی خبرهایی است. در کوپه قطار هم پیام‌های مخفی رد و بدل شده و مجسمه ابوالهول جعلی است. به‌علاوه یک روح سرگردان در هتل می‌چرخد و یک الماس صورتی هم در حراج هنری گم شده است. ظاهرا در این‌داستان هم قرار است همه معماها را کمیسر کوگل بلیتس حل کند.

اتاق آبی، دروغ‌گو، پیام مخفی، مجسمه ابوالهول، متخصص همه‌کاره، دزدی در هتل، روح سرگردان، الماس صورتی، هوگو و تئوِ بدشانس، خبرچین، ساعت دزدگیر، خانه شماره نوزده خیابان فربر، اصلی یا جعلی عناوین بخش‌های مختلف کتاب «اتاق آبی» هستند که نسخه اصلی‌اش در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است.

این‌کتاب هم با ۹۰ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۸ هزار تومان چاپ شده است.

در کتاب «روح سیاه» هم یک روح سیاه هست که در تونل وحشت منتظر ایستاده است، دزدی با موهای سیاه به داروخانه دستبرد می‌زند و نیمه‌های شب از کارگاه ساختمانی سرقت می‌شود. در کارخانه کلوچه‌های سمی پیدا شده، در برج معروف شهر هم بمب‌گذاری شده و اشباحی هم هستند که در تاریکی قدم می‌زنند. همه این‌معماها و خطرها وجود دارند اما کمیسر کوگل بناست دوباره خودش را به صحنه برساند و معماها را حل کند...

نسخه اصلی این‌کتاب هم مانند دو جلد پیشین، در سال ۲۰۱۷ چاپ شده و عناوین اصلی‌اش به این‌ترتیب هستند: روح سیاه، معمای سوخته، صندوقچه سیاه مشکوک، پورشه‌ای به رنگ شب، اشباحی که در تاریکی قدم می‌زنند، دزدی با موهای سیاه، چای سیاه و کلوچه‌های عسلی، وقتی چارلی مُرد، سرقت در نیمه‌شب، هفت سیاه.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

اما خانم رتریش از دست این اشباح سرگردان بسیار عصبانی است، چون به دلیل سروصدا نتوانسته سریال تلویزیونی مورد علاقه‌اش را، که به جاهای حساسش رسیده، تماشا کند. وقتی اشباح سرگردان از جلوِ خانه‌اش می‌گذرند، سرش را از پنجره بیرون می‌آورد و با صدای بلند داد می‌زند: «بس کنید دیگر! کلافه شدیم!»

گروه بی‌توجه به اعتراض او به راه‌شان ادامه می‌دهند و وارد ساختمان مرکزخرید می‌شوند. کسی آن‌جا نیست و انعکاس صدا آهنگ‌ها را جذاب‌تر می‌کند. اعضای گروه مدتی در مرکزخرید با صدای بلند آواز می‌خوانند و بعد به خانه‌هایشان برمی‌گردند. غیر از دوش اجباری با آب گلدان تینا، به نظر خودشان شب موفقی را پشت سر گذاشته‌اند؛ مخصوصا مارتین، به عنوان سرگروه، از اتفاقات آن شب خیلی راضی است.

صبح روز بعد پلیس وارد محل می‌شود، چون شیشه‌های ویترین یکی از مغازه‌ها شکسته است. از مغازه الکتریکی ویلی کابل دزدی شده و یک دستگاه ویدیو و یک تلویزیون به سرقت رفته است. یک ماسک کدو تنبل هم در ویترین افتاده. در نگاه اول اشباح سرگردان متهم اصلی‌اند.

خانم رتریش به پلیس می‌گوید: «دیدم که حدود ساعت هشت و نیم وارد مرکز خرید شدند.»

تینا هم می‌گوید: «فکر کنم حدود ساعت نُه پسرها دم در خانه‌ ما آمدند. بچه‌های شیطانی هستند، اما بعید می‌دانم دزدی کار آن‌ها باشد.»

این‌کتاب هم با ۹۶ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۸ هزار تومان منتشر شده است.

وقتی پلیس مخفی از من بازجویی می‌کرد، اغلب می‌گفت: یادت نرود نانی که خورده‌ای مال رومانی است... اگر مردم رومانی را دوست ندارند- همیشه می‌گفتند «مردم» نمی‌گفتند «رژیم»- پس باید به غرب و پیش دوستان فاشیستم بروند... هر کتاب را حداقل 20 بار می‌نویسم... اما اغلب سراغ نخستین نسخه می‌روم... در مورد من، چیزی برای کشف کردن وجود نداشت چون در تمام آپارتمانم شنود گذاشته بودند... مردم باید برای غذا در صف می‌ایستادند اما هرگز با کمبود میکروفن مواجه نمی‌شدیم ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...
گفت که هر دو کتاب من را خوانده است و کتاب‌های خیلی افتضاحی بوده‌اند... بچسب به قصه زندگی خودت... یک گوشه‌ای مشغول نقشه‌کشیدن برای این بودم که با پول جایزه چه کار کنم... داستان‌نویسی را به سبک چارلز دیکنز شروع کردم... من را به مدرسه خصوصی فرستادند و خدا می‌داند پدرم چطور هزینه آن را می‌پرداخت... اخراج شدم... بازیگر شدم... از خانه فرار کردم... نقاش صحنه بود و سال‌ها بود که عاشقش بودم... با دو بچه ترکمان کرد... ...
شاهنشاه می‌فرمایند: هرجا که امکان ساختن سدی باشد ایجاد خواهیم کرد... تالاب هورالعظیم، تالاب شادگان، دریاچه بختگان و دریاچه پریشان همگی خشک شده‌اند... اولین نتیجه مستقیم خشکی دریاچه‌ها: گردوغبار و آلودگی هوا... این مملکت احتیاج به هیچ دشمنی نداره، خودمون داریم خودمون رو می‌کشیم... طی ۱۰ سال گذشته بیش از یک میلیون نخل بر اثر شوریِ آب پایین دستِ سدهای کرخه، خشک شده‌اند. این تعداد تقریبا معادل کل خسارت جنگ ۸ ساله به نخلستان‌های جنوب است ...
مهمترین رمان مارتین زوتر... دنیایی کوچک اما پیچیده و سرشار از کشمکش‌های پرشور بر سر تصاحب قدرت... مهره‌ ضعیفی است که به یک‌باره قدرتی عظیم در دست می‌گیرد و در برابر خانواده‌ معنوی خود از آن بهره می‌جوید... این امکان و فرصت بزرگ، به‌هیچ‌وجه پول یا موقعیت اجتماعی برتر نیست... آنچه این نهاد قدرت را در برابر عضوی از خود آسیب‌پذیر می‌کند، مناسباتی است که برقرار کرده است... خانواده برای بقای خود می‌جنگد... ...