ویل هایگود [Wil Haygood] نویسنده کتاب‌هایی‌ با موضوع زندگی سیاهپوستان قرن بیستم آمریکا از جمله کتاب «خدمتکار» [The Butler] برنده جایزه ادبی صلح دیتون شد.

ویل هایگود [Wil Haygood] خدمتکار» [The Butler]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جایزه صلح ادبی دیتون روز چهارشنبه اعلام کرد که هایگود، نویسنده اهل کلمبوس، جایزه دستاورد برجسته ریچارد سی هولبروک (جایزه ادبی صلح دیتون) را دریافت خواهد کرد.

شارون راب، بنیانگذار و رئیس جایزه ادبی صلح دیتون گفت: «هایگود به مدت سه دهه، با تمرکز بر داستان‌های کمیاب یا گفته نشده‌ای از تجربه سیاه‌پوستان ، گستره فرهنگ آمریکا را تسخیر کرده است.»
کتاب «خدمتکار» هایگود بر اساس زندگی یوجین نوشته شده که به هشت رئیس جمهور در کاخ سفید خدمت کرده است. این کتاب در سال 2013 مورد اقتباس فیلمی با بازی فارست ویتاکر قرار گرفت.

از دیگر آثار هایگود می‌توان به «برخورد» درباره رقابت انتخاباتی که تورگود مارشال قبل از تبدیل شدن به نخستین قاضی سیاه‌پوست دادگاه عالی آمریکا پیش رو داشت و «رنگی شدن» نگاهی یک قرن به زندگی بازیگران، نویسندگان و کارگردانان سیاه‌پوست در هالیوود اشاره کرد.

جایزه ادبی صلح دیتون به یاد پیمان صلح دیتون در سال 1995 که به جنگ در بوسنی پایان داد، بنیان گذاشته شده است و از قدرت ادبیات برای تقویت صلح و عدالت اجتماعی، تجلیل می‌کند.

ویل هایگود جایزه خود را 13 نوامبر امسال از دست کلارنس پیج، روزنامه‌نگار اهل دیتون که عضو هیات تحریریه شیکاگو تریبون و برنده جایزه پولیتزر است، دریافت خواهد کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...