همایش «قلم‌های آزاده» به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به کشور و تجلیل از ۱۰ آزاده اهل قلم که سال‌های اسارت خود را به نگارش درآوردند، در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

به گزارش ایرنا، این همایش با حضور سعید اوحدی رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، محمدجواد حق‌شناس رییس کمیسیون فرهنگی ،اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران و جمعی از هنرمندان برگزار شد.

همچنین در این همایش از معصومه آباد کتاب «من زنده‌ام»، حسین کرمی کتاب «خاطرات دانه‌های انار»، احمد یوسف‌زاده کتاب «آن بیست و سه نفر»، امیر سرتیپ دوم رضا احمدی کتاب «عبور از چهار چوب»، مجتبی جعفری نویسنده «جهنم تکریت»، مهدی طحانیان نویسنده کتاب «سرباز کوچک امام»، سرهنگ جواد شیرمحمدی مترجم کتاب «اطلس نبردهای ماندگار»، غلامرضا جوکار نویسنده کتاب «نبرد زینبی» و محسن صالحی‌خواه نویسنده کتاب «جندی مکلف» و مسعود ده‌نمکی [آزاده؟!] به خاطر کتاب «فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان» تجلیل شد.

۲۶مرداد ۱۳۶۹ نخستین گروه از آزادگان هشت سال دفاع مقدس پس از سال‌ها اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق به میهن اسلامی بازگشتند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...