همایش «قلم‌های آزاده» به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به کشور و تجلیل از ۱۰ آزاده اهل قلم که سال‌های اسارت خود را به نگارش درآوردند، در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

به گزارش ایرنا، این همایش با حضور سعید اوحدی رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، محمدجواد حق‌شناس رییس کمیسیون فرهنگی ،اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران و جمعی از هنرمندان برگزار شد.

همچنین در این همایش از معصومه آباد کتاب «من زنده‌ام»، حسین کرمی کتاب «خاطرات دانه‌های انار»، احمد یوسف‌زاده کتاب «آن بیست و سه نفر»، امیر سرتیپ دوم رضا احمدی کتاب «عبور از چهار چوب»، مجتبی جعفری نویسنده «جهنم تکریت»، مهدی طحانیان نویسنده کتاب «سرباز کوچک امام»، سرهنگ جواد شیرمحمدی مترجم کتاب «اطلس نبردهای ماندگار»، غلامرضا جوکار نویسنده کتاب «نبرد زینبی» و محسن صالحی‌خواه نویسنده کتاب «جندی مکلف» و مسعود ده‌نمکی [آزاده؟!] به خاطر کتاب «فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان» تجلیل شد.

۲۶مرداد ۱۳۶۹ نخستین گروه از آزادگان هشت سال دفاع مقدس پس از سال‌ها اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق به میهن اسلامی بازگشتند.

جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...
قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...
اکنون می‌توانند در زندگی زمینی خود تأمل کنند، گناهان و خطاهای خود را خود داوری کنند... نخست غرور است و حسد و خشم؛ در پی آنها تنبلی، خست، شکم‌پرستی و شهوت‌رانی... خدا دل‌هایی را که میان خود برادرند برکت می‌دهد. این راز ارواح است که زندگی آنها عین زندگی خداست... رفیق نوش‌خواری‌ها و سرگردانی‌های خود را ملاقات می‌کند. هردو، خوشحال از بازیافتن یکدیگر، از گذشته‌ی مشترک خود یاد می‌کنند ...