همایش «قلم‌های آزاده» به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به کشور و تجلیل از ۱۰ آزاده اهل قلم که سال‌های اسارت خود را به نگارش درآوردند، در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

به گزارش ایرنا، این همایش با حضور سعید اوحدی رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، محمدجواد حق‌شناس رییس کمیسیون فرهنگی ،اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران و جمعی از هنرمندان برگزار شد.

همچنین در این همایش از معصومه آباد کتاب «من زنده‌ام»، حسین کرمی کتاب «خاطرات دانه‌های انار»، احمد یوسف‌زاده کتاب «آن بیست و سه نفر»، امیر سرتیپ دوم رضا احمدی کتاب «عبور از چهار چوب»، مجتبی جعفری نویسنده «جهنم تکریت»، مهدی طحانیان نویسنده کتاب «سرباز کوچک امام»، سرهنگ جواد شیرمحمدی مترجم کتاب «اطلس نبردهای ماندگار»، غلامرضا جوکار نویسنده کتاب «نبرد زینبی» و محسن صالحی‌خواه نویسنده کتاب «جندی مکلف» و مسعود ده‌نمکی [آزاده؟!] به خاطر کتاب «فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان» تجلیل شد.

۲۶مرداد ۱۳۶۹ نخستین گروه از آزادگان هشت سال دفاع مقدس پس از سال‌ها اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق به میهن اسلامی بازگشتند.

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...