به گزارش همشهری آنلاین به نقل از گاردین، راجر رابینسون، نویسنده‌یِ برنده پیشین جایزه تی. اس. الیوت  مانند شارون اولدز را در رقابت امسال پشت سر گذاشت و موفق به دریافت جایزه ۲۵ هزار پوندی شد.
 
این اولین بار است که «بهشت قابل حمل» در میان نامزدهای یک جایزه قرار می‌گیرد. جایزه تی. اس. الیوت تنها جایزه دنیا است که توسط شاعران شکل گرفته است و جایزه ۲۵ هزار پوندی آن به زعم سِر آندرو موشن، ملک‌الشعرای سابق انگلیس هر شاعری را خوشحال می‌کند.
 
رابینسون، که بین ترینیداد و لندن در رفت‌وآمد است، معلم شاعران موفق زیادی از جمله اینوآ اِلماس و جانی پیتز است. «بهشت قابل‌حمل» در انتشارات کوچک و مستقل به نان «پیپال تری» منتشر شد. رابینسون علاوه بر این مجموعه شعر فقط دو جزوه نوشته است.
 
جان برنساید، شاعر و رئیس هیئت داوران از «بهشت قابل‌حمل» برای «پیدا کردن زندگی شیرین در بین همه تلخی‌های زندگی» تمجید کرد.
 
 رابینسون برای دریافت این جایزه موفق شد ۹ رقیب خود را کنار بزند. شارون اولدز، برنده پیشین جایزه تی. اس. الیوت، فیونا بنسون، برنده جایزه فوروارد، و شاعران جوانی جون جی برنادر و ایلیا کامینسکی از رقبای حاضر در فهرست نهایی امسال بودند.
 
جایزه شعر «تی. اس. الیوت»، گران‌ترین جایزه شعر دنیا به حساب می‌آید و نخستین بار برای بزرگداشت یاد و خاطره تی. اس. الیوت، شاعر، مقاله‌نویس، و تئوریسین مطرح انگلیسی شکل گرفت. سال گذشته هانا سولیوان گران‌ترین جایزه شعر دنیا را با خود به خانه بُرد. از دیگر برندگان این جایزه می‌توان به تد هیوز، دان پترسون، شارون اولدز، و کارول آن دافی اشاره کرد.
 
تی. اس. الیوت، شاعر مطرح قرن بیستم به خاطر کتاب شعر «سرزمین هرز» در جهان شناخته شده است. از این اثر به فارسی ترجمه‌های متعددی عرضه شده است. نخستین ترجمه این اثر به قلم بهمن شعله‌ور سال‌های پیش از انقلاب منتشر شد. در تحلیل  این اثر الیوت، کتاب‌های متعددی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...