کتاب «واج‌شناسی شاهنامه (پژوهشی در خوانش واژگان شاهنامه)» نوشته جلال خالقی مطلق توسط انتشارات دکتر محمود افشار منتشر و راهی بازار نشر شد.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، یکی از بایسته‌ترین پژوهش‌ها درباره متن شاهنامه، تعیین خوانش واژه‌های آن است، به‌ترتیبی که خود سراینده می‌خواند. رسیدن به این‌هدف، به‌علت نداشتن متون مشکول از زمان و زیستگاه سراینده به‌طور دقیق انجام‌پذیر نیست. اما نویسنده اثر پیش‌رو تلاش کرده با بهره‌گیری از همه منابع موجود خوانش احتمالی سراینده را که در مواردی خوانش حتمی او و در مواردی خوانش نزدیک به زمان او خواهد بود تعیین کند.

به‌این‌ترتیب خالقی تلاش کرده برای تعیین خوانش واژه‌های شاهنامه، نخست وضعیت هر واژه را در دو دوره که با فاصله زمانی نسبتاً کوتاهی پیش و پس از شاهنامه قرار گرفته‌اند بررسی کند. دوره اول، زبان پارسی میانه (پارسیگ) است که گهگاه گونه پارتی (پهلویگ) و مانوی (پارتی تُرفانی) آن هم افزوده‌ شده و در مورد نام افراد گاه ریخت اوستایی و اینجا و آنجا ریخت پارسی باستان (در این کتاب: پایا) نیز آورده شده است. دوره دوم هم، متن دستنوشته پنچ کتاب از سده پنجم هجری به نام‌های ۱. الابنیة عن الحقایق الادویة، ۲. (بخشی از) شرح التعرّف لمذهب التصوّف، ۳. هدایة المتعلمین فی الطّب، ۴. معانی کتاب الله تعالی و تفسیره المنیر، ۵. تفسیر قرآن پاک است.

خوانش واژگان در این‌دو دوره ،در کنار توانش قافیه در خود شاهنامه، مهم‌ترین ملاک و دستمایه خالقی در تعیین خوانش احتمالی یا حتمی واژگان شاهنامه است. با این‌حال، این‌پژوهشگر از چند مأخذ دیگر نیز چون فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع و فرهنگ زبان تاجیکی بهره گرفته‌ است. وی پس از ثبت خوانش هر واژه در متون و برخی گویش‌ها، آنگاه به بررسی آن واژه در شاهنامه پرداخته‌ و خواننده را از درجه کاررفت هر واژه در شاهنامه آگاه کرده‌ است. پس از آن هم، نظر خود را درباره هر واژه به گونه‌ای که از پیش در سرواژه (مدخل) آمده، ذکر کرده‌اند.

واژه‌های بررسی‌شده در کتاب واج‌شناسی شاهنامه، نخست طبق موضوع همخوان‌ها (صامت‌ها) و واکه‌ها (مصوت‌ها) و سپس به ترتیب الفبایی تنظیم شده‌اند. خالقی برای نگهداشت احتیاط علمی، خوانش خود را غالباً محتمل، محتمل‌تر و نزدیک‌تر نامیده است.

این‌کتاب با ۶۸۰ صفحه، شمارگان ۲ هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۱۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...