طُوفانُ البُکاء فِی مَقاتِلُ الشُهَداء اثر میرزا محمد ابراهیم بن محمدباقر جوهری به کوشش مصطفی لعل شاطری از سوی انتشارات مرندیز، منتشر شد.

به گزارش ایکنا،  طوفان البکاء که سرایش آن به‌احتمال فراوان بین سال‌های ۱۲۴۵ تا ۱۲۴۷قمری است، برای نخستین بار به‌صورت خطی منتشر و سپس با ورود چاپ سربی و سنگی به ایران، در شمارگان گسترده منتشر شد.

طُوفانُ البُکاء فِی مَقاتِلُ الشُهَداء اثر میرزا محمد ابراهیم بن محمدباقر جوهری طوفان البکا
مصطفی لعل شاطری برای نخستین بار با بررسی نسخه­‌های خطی و چاپ سربی و سنگی موثق قابل‌دسترس، ضمن افزودن نکات تکمیلی برای درک آسان­ متن برای کلیه مخاطبان، به ارائه متنی منسجم و کامل از این اثر پرداخته است. طوفان البکاء متشکل از دوازده مجلس و طی آن به مصائب پیامبر(ص)، حضرت زهرا (س) و امامان شیعه با تأکید بر امام حسین(ع) پرداخته است.

یادآور می‌شود، طوفان البکاء فی مقاتل الشهداء، در قطع وزیری، ۷۸۳ صفحه به شمارگان ۱۰۰۰ و به قیمت ۱۴۵۰۰۰ تومان از سوی انتشارات مرندیز، همزمان با ایام فاطمیه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...