کتاب «تحول در آداب کتابت و ترسّل» نوشته عمادالدین شیخ‌الحکمایی و محیا شعیبی عمرانی توسط انتشارات بنیاد موقوفات افشار منتشر و راهی بازار نشر شد.

تحول در آداب کتابت و ترسّل عمادالدین شیخ‌الحکمایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، هنر نوشتن، مهم‌ترین دست‌آورد بشر و به‌واقع به‌وجودآورنده تمدّن‌های بشری است. چنین دست‌آورد مهمی، در گذر زمان تابع اصول، معیارها و جزئیات بسیاری شده است که خود متأثر از نگرش و دانش انسان در هر دوره و حوزه جغرافیایی بوده است. این اصول و قواعد که بازه گسترده‌ای را از ویژگی‌های شخصیتی و روحی کاتب تا نکاتی جزئی همچون میزان فاصله میان سطور در بر می‌گیرد، در کتاب‌ها و رساله‌های مربوط به آداب ترسل و نامه‌نگاری معرفی و تشریح شده‌اند. با مطالعه این‌رساله‌ها و کتاب‌ها می‌توان مجموعه‌ای از اصول حاکم بر کار و اخلاق حرفه‌ای منشیان را استخراج کرده و با بررسی سال‌شمارانه، سیر تطور این اصول را مورد تحقیق قرار داد.

کتاب «تحول در آداب کتابت و ترسّل» با این هدف نوشته شده تا در کنار جمع‌بندی موضوعات و عناوین مرتبط با سنّت کتابت انواع مکتوبات، پیوستگی و سیر تحول تاریخی سنت‌ها را با بررسی متن ۵۲ رساله و کتاب تألیف‌شده در بازه زمانی قرن دوم تا قرن سیزدهم هجری قمری نشان دهد و تصویری از ادب و اخلاق منشیانه در تمدن ایرانی ترسیم کند. درواقع این‌کتاب را می‌توان راهنمایی برای نسخه‌پژوهان و سندشناسان دانست که علاوه بر معرفی کلّی مباحث رایج در کتب انشا، سرنخ‌هایی برای پژوهش‌های بیشتر در حوزه تاریخ کتابت، نسخه‌شناسی، سندشناسی و کتیبه‌شناسی به دست می‌دهد.

این‌کتاب ۲۰۸ صفحه، شمارگان ۲ هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...