«قانون شرع و جامعه ایران: تاریخ اجتماعی تهران دوره قاجار» [‌‫Islamic law and society in Iran : a social history of Qajar Tehran] نوشته نوبوآکی کُندو [Nobuaki Kondo] و ترجمه علی محمد آزاده توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

قانون شرع و جامعه ایران: تاریخ اجتماعی تهران دوره قاجار» [‌‫Islamic law and society in Iran : a social history of Qajar Tehran]  نوبوآکی کندو [Nobuaki Kondo]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «قانون شرع و جامعه ایران» با شمارگان هزار نسخه در ۳۵۶ صفحه و با بهای ۹۰ هزار تومان منتشر شده است. نسخه اصلی این کتاب در سال 2017 منتشر شده است.

«قانون شرع و جامعه ایران» شامل ۹ فصل به ترتیب با این عناوین است:‌ «توسعه تاریخی تهران»، «سازمان قضایی»، «محاکم شرعیه»، «یک دعوای واقعی»، «تسجیل و معاملات در محاکم شرع»، «موقوفات تهران»، «وقف و ملک خصوصی»، «تغییر و تحولات موقوفات» و «نتیجه‌گیری».

این کتاب حاصل بیست سال تحقیق اسنادی، کتابخانه‌ای و میدانی «پروفسور نوبوآکی کُندو» است. کُندو از محققان شناخته شده ژاپنی در حوزه ایران‌شناسی با گرایش اسلام‌شناسی و تاریخ دوره مدرن است و این کتاب او را ناشر انگلیسی- امریکایی راتلج در ۲۰۱۷م منتشر کرد. وی در سال ۲۰۲۰م در بخش محققان خارجی حوزه تاریخ همایش بین‌المللی فارابی به پاس انتشار تمامی آثار پژوهشی‌اش از جمله همین کتاب به‌عنوان چهره برگزیده شناخته ‌شد.

در بخشی از مقدمه مترجم بر این کتاب چنین آمده است: کُندو اندک مدتی پس از چاپ این اثر (در زبان اصلی) در مصاحبه‌ای که در مجله فرهنگ امروز منتشر شد روند تولید این اثر پر استناد را توضیح داده است. سه محقق جوان حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی، این کتاب را معرفی و نقد کرده‌اند این نقدها به نسبت مثبت‌اند. آنان استفاده این محقق از منابع پرشمار و دست اول در افزایش شناخت مخاطبان از دوره قاجار و کارکرد فقه شیعه در جامعه ایران را ستوده‌اند؛ اما بعضی از آنان درباره ساماندهی فصول، تحلیل فشرده و گذرا، اشارات وی به آثار دیگر محققان و نتیجه‌گیری‌ها، نظریاتی متفاوت ارائه کرده‌اند.

بعلاوه به نظر می‌رسد شاید بهتر بود کُندو به دلیل استناد مکرر به دفترهای سنگلجی و نوری، دست‌کم صفحه یا پاراگرافی را به «محرر شرعیات» و نیز «ثبّات محکمه شرع» اختصاص می‌داد. می دانیم این دفترها نه فقط ماحصل کار افراد گوناگون در محکمه بوده‌است، بلکه در دفترهای شرعی ایران علاوه بر اسناد صاحب دفتر، اسناد تولیدی علمای دیگر نیز به دلایل مذکور در کتاب ثبت می‌شده است...

نکته بعدی این‌که محقق در مورد ملکم و حتی اسناد آن، دست به دخل و تصرف زده است. به عبارتی، وی درک و تحلیل خود را از متن ملکم به‌دست داده که نسبت به متن اصلی مختصر و متفاوت است. به‌عنوان نمونه در کتاب تاریخ ایران سر جان ملکم، ترجمه‌ای که در اینجا ارائه‌شده نسبت به ترجمه قدیمی اسماعیل حیرت، متفاوت است...

در مورد اسناد دست اول غیر چاپی هم به‌نوعی اختلافاتی دیده می‌شود. البته نمی‌توان ناخوانا بودن خطوط و پیچیده بودن متن اسناد و طولانی بودن زمان تدوین این تحقیق را نادیده و دست‌کم گرفت. به‌عنوان نمونه در صفحه ۵۲ کتاب، ذیل سند ۱۶۴ (b هاروارد، ص ...)، کلمه سنگسری از توابع بسطامِ سمنان، سهواً سنگ‌بری قرائت‌شده است. یا نام اسدالله فرزند آقا موسی تاجر بروجردی به آقااسدالله تاجر بروجردی فرزند آقا موسی تغییر یافته است.»

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...