کتاب «آشنایی با فوکو» [Foucault in 90 minutes] نوشته پل استراترن [Paul Strathern] با ترجمه پویا ایمانی توسط نشر مرکز به چاپ سوم رسید.

آشنایی با فوکو» [Foucault in 90 minutes] نوشته پل استراترن [Paul Strathern]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،‌ کتاب «آشنایی با فوکو» یکی از عناوین مجموعه «آشنایی با فیلسوفان» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

«آشنایی با فیلسوفان» مجموعه‌ای از کتاب‌های زندگینامه فلاسفه مشهور جهان است که در هر عنوانش، اطلاعاتی از زندگی و افکار این‌فیلسوفان را در بر می‌گیرد. جریان‌ها و تحولات فکری و اجتماعی معاصر این‌فلاسفه از دیگر موضوعاتی هستند که در مطالب این‌کتاب‌ها به آن‌ها پرداخته شده است.

آشنایی با فوکو با ۸۰ صفحه، دربرگیرنده این‌عناوین است: «درآمد»، «زندگی و آثار فوکو»، «از و درباره فوکو»، «گاه‌شمار رخدادهای مهم»، «گاه‌شمار زندگی و زمانه فوکو»، «متون پیشنهادی برای مطالعه بیشتر». چاپ اول این‌کتاب سال ۹۰ و چاپ دومش سال ۹۴ عرضه شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...