«نظریه‌پردازی‌ داده‌بنیاد» [Doing grounded theory] نوشته اووه فلیک [Uwe Flick] با ترجمه الهام ابراهیمی منتشر شده است.

نظریه‌پردازی‌ داده‌بنیاد» [Doing grounded theory] نوشته اووه فلیک [Uwe Flick]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی ناشر از این کتاب عنوان شده است: هدف این نوشتار بررسی و نقد ساختاری و محتوایی کتاب نظریه‌پردازی‌داده‌بنیاد است. کتاب، ترجمه اثری با عنوان doing grounded theory است که به قلم اووه فلیک استاد دپارتمان پژوهش‌های کیفی دانشگاه فرایِ برلین نوشته شده و ترجمه آن با عنوان «نظریه‌پردازی داده‌بنیاد» به تازگی توسط نشر جهاد دانشگاهی به بازار عرضه شده است.

از این نویسنده آثار متعددی در زمینه روش ‌پژوهش منتشر شده که بسیاری از آن‌ها طی کمتر از ۱۰ سال اخیر نوشته یا بارها تجدید چاپ شده‌اند. این پژوهشگر و نویسنده، در کتاب «نظریه‌پردازی‌داده‌بنیاد»، شرح مبانی فلسفی و روش‌شناسی در کنار توضیح روش را پیگیری کرده است. در واقع پرداختن به این دو فقره به صورت توأمان، نقطه قوت اصلی کتاب است؛ زیرا این دو مبحث که غالباً جدای از یکدیگر مورد توجه پژوهشگران قرار می‌گیرند، در بسیاری از فصول این کتاب درهم آمیخته ‌شده‌اند.

فصل نخست کتاب، متمرکز بر مبانی نظری و فلسفه پژوهش‌های نظریه‌پردازی داده‌بنیاد است. فلیک در این فصل به تفصیل، فلسفه پژوهش‌های نظریه‌پردازی را در سنت‌های فکری مختلف بازگو کرده است. او در سنت گلیزری، معرفت‌شناسی نظریه‌پردازی داده‌بنیاد را تجربه-محور می‌داند؛ آنچه تحت عنوان رویکرد استقراییِ صِرف، مطرح می‌شود. در نقطه مقابل، سنت اشتراوس را مبتنی بر قیاس و رویکردی قاعده‌مند می‌داند. او در میانه این دو سنت، ایده‌ ابداکسیون را به مثابه قاعده اصلی استدلال، ترکیبی از قیاس و استقرا، و سنت نظریه‌پردازان سازاگرا و کارکردگرا مانند چارمز می‌داند. تحلیل موقعیتی کلارک را نیز چرخشی معرفت‌شناختی به مکتب پسامدرن، اما نزدیک‌تر به ابداکسیون معرفی می‌کند. نکته قابل تأمل آن است که نویسنده، بدون سوگیری و جانبداری، دیدگاه‌های مختلف معرفت‌شناسانه در رابطه با نظریه‌پردازی داده‌بنیاد را مطرح کرده و مزایا و معایب هر یک را برمی‌شمرد. فلیک، ایده «توسعه نظریه بین اکتشاف و تبیین» را به عنوان راه‌حل واسطی می‌داندکه می‌تواند مناقشه و دعویِ میان نظریه‌پردازان این حوزه را تا حدودی مرتفع کند.

نویسنده پس از پرداختن به رویکردها، فلسفه‌ها و معرفت‌شناسی‌های موجود، متوقف نشده و در فصل‌های دوم تا هفتم کتاب، پژوهشگران را در زمینه به‌کارگیری روشِ مناسب هدایت کرده است. او چهار نسخه پرکاربردِ نظریه‌پردازی داده‌بنیاد، یعنی نسخه‌های نظام‌مند، کلاسیک، سازاگرا و تحلیل موقعیت را به صورت کامل مطرح و مقایسه می‌کند؛ به‌گونه‌ای که خواننده را قادر می‌سازد روش پژوهش مناسب خود را انتخاب کرده و به کار گیرد. در این فصول، فرآیند، مؤلفه‌های کلیدی و عناصر نظریه‌پردازی داده‌بنیاد در هر چهار نسخه به تفصیل شرح داده‌شده‌اند. روش‌های مختلف کدگذاری مانند کدگذاری ذاتی در برابر کدگذاری نظری، کدهای زنده در مقابل کدهای تحلیلی، خانواده‌های کدگذاری و کدگذاری باز، محوری و انتخابی از جمله مباحث طرح شده در این فصول هستند. فلیک از مفاهیم نوآورانه‌ای مانند مصاحبه‌های روایتی و داستان‌پار، مفاهیم حس‌برانگیز و پرسش‌های مولّدِ روایت برای توضیح مراحل مختلف پیشرفت فرآیند نظریه‌پردازی داده‌بنیاد بهره می‌گیرد و برای هریک مثال‌هایی جهت تقریب به ذهن مطرح می‌کند. او از استعاره «سه‌گانه دردسرسازِ» هود، برای شرح و بسط پیچیدگی‌های نمونه‌گیری نظری، مقایسه مستمر داده‌ها با مقوله‌های نظری و توسعه نظریه از طریق اشباع نظری مقوله‌ها استفاده می‌کند. به این ترتیب از دیدگاه فلیک، آنچه ممکن است در ذهن بسیاری از پژوهشگران ساده بنماید، پیچیدگی‌ها و ظرافت‌هایی دارد که لازم است در مورد آن‌ها بیش از پیش تأمل شود.

دست آخر نویسنده در فصول پایانی کتاب، طرحی نو در انداخته و از عبارات «طرح پژوهش» و «منظرگرایی در نظریه‌پردازی داده‌بنیاد» رونمایی می‌کند. البته این اقدامی است که به نظر می‌رسد می‌بایست پیشتر و در فصول ابتدایی کتاب مطرح می‌شد. فلیک برای این تردید در مبنا قرار دادن طرح پژوهش در نظریه‌پردازی داده‌بنیاد دلایلی می‌آورد. ازجمله این‌که به عقیده او ظاهراً در پژوهش‌های کیفی و نظریه‌پردازی داده‌بنیاد، مفهوم نامتعینی از طرح پژوهش وجود دارد که شاید آن را با رویکرد قاعده‌مند همتراز کند. اما پس از آن به درستی، از لزوم فهم انعطاف‌پذیر در مورد طرح پژوهش»، دست‌کم در نظریه‌پردازی داده‌بنیاد سخن می‌گوید. در عین حال، ایده اتخاذ شیوه تک‌منظری یا چندمنظری در طرح پژوهش نیز یکی از نوآوری‌های فلیک در فصل پایانی کتاب است. هرچند، توضیح و تفصیل بیشتر این ایده می‌توانست خواننده را دقیق‌تر با نحوه کاربرد آن در عمل آشنا کند. فلیک در فصل پایانی و به‌رغم تمام توضیحاتی که پیشتر در قالب روش ارائه کرده، یک نظریه داده‌بنیادِ خوب را حاصل امتزاج هنر و روش‌ مناسب می‌داند. در عین حال به نظر می‌رسد منظور او از هنر، استعداد ذاتی نیست؛ بلکه تمرین و استمرار است. برای مثال، او یادنوشت‌نگاری را یک هنرِ تمرینی می‌داند و کار کردن با پژوهشگران مجرب و خبره و نیز استفاده از طرح پژوهش در نظریه‌پردازی داده‌بنیاد را به پژوهشگران تازه‌کار پیشنهاد می‌کند.

«نظریه‌پردازی‌داده‌بنیاد» نوشته اووه فلیک با ترجمه الهام ابراهیمی در ۳۰۲ صفحه با شمارگان ۱۰۰ نسخه و با قیمت ۱۰۵ هزار تومان در سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...