کتاب «میراث‌فرهنگی ناملموس ایران» توسط مرکز معرفی فرهنگی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری چاپ و منتشر شد.

میراث‌فرهنگی ناملموس ایران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «میراث‌فرهنگی ناملموس ایران» شامل میراث‌فرهنگی ناملموس ثبت شده در فهرست‌های ملی و جهانی از سوی محمد‌حسن طالبیان، مصطفی‌پور علی و سیما حدادی در دو فصل شامل ثبت ملی و ثبت میراث‌جهانی به نگارش درآمده است.

ثبت آثار ملی، فهرست معرف میراث‌فرهنگی ناملموس، فهرست در خطر و نیازمند پاسداری ناملموس، میراث‌فرهنگی ناملموس منسوخ، ثبت عناصر میراث‌فرهنگی ناملموس در فهرست میراث‌فرهنگی ناملموس بشری یونسکو، ردیف موسیقی ایران، آیین‌های پهلوانی و زورخانه‌ای، نوروز، مراسم زیارت تادئوس مقدس، هنر ساختن و نواختن عود، هنر ساختن نواختن رباب،جشن سده، یلدا و... از موارد ارائه شده در فصول این کتاب است.

تا زمان چاپ این کتاب یعنی تا پایان سال 1399 دو هزار 579 اثر در فهرست ملی میراث‌فرهنگی ناملموس به ثبت رسیده و پاسداری از این آثار از طریق معرفی صحیح و اثر بخش،در قالب مرجعی رسمی و قابل اعتماد ،وظیفه یکایک مردم و به عبارت بهتر صاحبان آنها است.

آنچه در کتاب میراث‌فرهنگی ناملموس ایران آورده شده،عناصر فرهنگی ثبت شده در فهرست ملی میراث‌فرهنگی ناملموس و عناصر ثبت شده در فهرست میراث‌فرهنگی بشری یونسکو است.

این آثار براساس کنوانسیون در پنج گروه اصلی شامل؛ سنت‌ها و اصطلاحات شفاهی از جمله زبان که محملی برای میراث‌فرهنگی ناملموس به شمار می‌رود، هنرهای نمایشی و ورزشی، رسوم اجتماعی، آیین‌های دینی و ملی جشنواره‌ها، دانش و رسوم مربوط به طبیعت و کیهان و مهارت در هنرهای دستی سنتی طبقه‌بندی می‌شوند.

این کتاب به گونه‌ای تدوین شده است که نه تنها برای پژوهشگران و متخصصان، بلکه برای همه علاقه‌مندان قابل استفاده و مراجعه باشد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...