در کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» [Plotting and Writing Suspense Fiction] با تکنیک‌های نوشتن این نوع داستان آشنا شوید.

طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی [Plotting and Writing Suspense Fiction]  پاتریشیا های‌اسمیت [Patricia Highsmith]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، پاتریشیا های‌اسمیت [Patricia Highsmithنویسنده کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» رمان نویسی است که به جهت نوشتن تریلرهای روان شناسانه‌ای شهرت دارد که بر اساس بسیاری از آن‌ها فیلم ساخته شده است. هرچند برخی معتقد هستند آثار او جزء آثار پلیسی جنایی به شمار آمده‌اند.

در بخشی از متن کتاب آمده است: بسیاری از نویسندگان تازه کار فکر می‌کنند که نویسندگان تثبیت شده، برای موفقیت باید فرمولی داشته باشند. این کتاب بیش از هرچیز دیگری این تصور را باطل می‌کند. هیچ رازی برای موفقیت در نوشتن وجود ندارد، مگر چیزی به نام فردیت یا آن طور که گفته می‌شود، شخصیت. به همان دلیل هر فردی با دیگری فرق دارد، تنها این امکان وجود دارد که فردی بتواند تفاوتش را با بغل دستی‌اش شرح دهد. این چیزی است که من فرصت مناسب جان و روان می‌نامم. این اما راز و رمزی در خودش ندارد و صرفا نوعی آزادی یا آزادی سازمان یافته است.

در کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» با اصول و تکنیک‌های نوشتن این نوع داستان، که به صورت کاربردی و نه تئوری آشنا می‌شوید. نویسنده در این کتاب، به نقل تجربیات خود پرداخته و این اصل مهم را در نظر گرفته که نوشتن جز نوشتن چیزی نیست.

این کتاب توسط شاهپور عظیمی ترجمه و چاپ چترنگ آن را روانه بازار کرده است که توانسته در به چاپ سوم خود برسد.

................ هر روز با کتاب ...............

فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...