در کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» [Plotting and Writing Suspense Fiction] با تکنیک‌های نوشتن این نوع داستان آشنا شوید.

طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی [Plotting and Writing Suspense Fiction]  پاتریشیا های‌اسمیت [Patricia Highsmith]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، پاتریشیا های‌اسمیت [Patricia Highsmithنویسنده کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» رمان نویسی است که به جهت نوشتن تریلرهای روان شناسانه‌ای شهرت دارد که بر اساس بسیاری از آن‌ها فیلم ساخته شده است. هرچند برخی معتقد هستند آثار او جزء آثار پلیسی جنایی به شمار آمده‌اند.

در بخشی از متن کتاب آمده است: بسیاری از نویسندگان تازه کار فکر می‌کنند که نویسندگان تثبیت شده، برای موفقیت باید فرمولی داشته باشند. این کتاب بیش از هرچیز دیگری این تصور را باطل می‌کند. هیچ رازی برای موفقیت در نوشتن وجود ندارد، مگر چیزی به نام فردیت یا آن طور که گفته می‌شود، شخصیت. به همان دلیل هر فردی با دیگری فرق دارد، تنها این امکان وجود دارد که فردی بتواند تفاوتش را با بغل دستی‌اش شرح دهد. این چیزی است که من فرصت مناسب جان و روان می‌نامم. این اما راز و رمزی در خودش ندارد و صرفا نوعی آزادی یا آزادی سازمان یافته است.

در کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» با اصول و تکنیک‌های نوشتن این نوع داستان، که به صورت کاربردی و نه تئوری آشنا می‌شوید. نویسنده در این کتاب، به نقل تجربیات خود پرداخته و این اصل مهم را در نظر گرفته که نوشتن جز نوشتن چیزی نیست.

این کتاب توسط شاهپور عظیمی ترجمه و چاپ چترنگ آن را روانه بازار کرده است که توانسته در به چاپ سوم خود برسد.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...