در کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» [Plotting and Writing Suspense Fiction] با تکنیک‌های نوشتن این نوع داستان آشنا شوید.

طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی [Plotting and Writing Suspense Fiction]  پاتریشیا های‌اسمیت [Patricia Highsmith]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، پاتریشیا های‌اسمیت [Patricia Highsmithنویسنده کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» رمان نویسی است که به جهت نوشتن تریلرهای روان شناسانه‌ای شهرت دارد که بر اساس بسیاری از آن‌ها فیلم ساخته شده است. هرچند برخی معتقد هستند آثار او جزء آثار پلیسی جنایی به شمار آمده‌اند.

در بخشی از متن کتاب آمده است: بسیاری از نویسندگان تازه کار فکر می‌کنند که نویسندگان تثبیت شده، برای موفقیت باید فرمولی داشته باشند. این کتاب بیش از هرچیز دیگری این تصور را باطل می‌کند. هیچ رازی برای موفقیت در نوشتن وجود ندارد، مگر چیزی به نام فردیت یا آن طور که گفته می‌شود، شخصیت. به همان دلیل هر فردی با دیگری فرق دارد، تنها این امکان وجود دارد که فردی بتواند تفاوتش را با بغل دستی‌اش شرح دهد. این چیزی است که من فرصت مناسب جان و روان می‌نامم. این اما راز و رمزی در خودش ندارد و صرفا نوعی آزادی یا آزادی سازمان یافته است.

در کتاب «طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی» با اصول و تکنیک‌های نوشتن این نوع داستان، که به صورت کاربردی و نه تئوری آشنا می‌شوید. نویسنده در این کتاب، به نقل تجربیات خود پرداخته و این اصل مهم را در نظر گرفته که نوشتن جز نوشتن چیزی نیست.

این کتاب توسط شاهپور عظیمی ترجمه و چاپ چترنگ آن را روانه بازار کرده است که توانسته در به چاپ سوم خود برسد.

................ هر روز با کتاب ...............

قصه‌ها اغلب به شکلی مطرح شده که انگار مخاطب قبلا آنها را شنیده است... قصه یوسف یک استثناست... اصل قصه‌های قرآن بسیار با خرافات آمیخته شده... مولوی به نظرم برداشت‌های خیلی زیبایی از این قصه‌ها داشته... حتی قصه هاروت و ماروت را که گفتم فقط در یک آیه قرآن به آن اشاره شده آورده‌ام... این قصه‌ها واقعا می‌تواند منبع بزرگی برای ادبیات امروز ما باشد... نجیب محفوظ خیلی از این نثر تاثیر گرفته است ...
دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...