کتاب «تاریخ سینما، از قرن نوزدهم تا امروز» [history of film] نوشته رابرت اسکلار [Robert Sklar] ترجمه ستاره نوتاج توسط مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) منتشر شد.

تاریخ سینما، از قرن نوزدهم تا امروز» [history of film] نوشته رابرت اسکلار [Robert Sklar]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب، دومین اثر از مجموعه «هنر در دانشنامه بریتانیکا» است.

در پشت جلد کتاب آمده است:

در مدخل حاضر، به تاریخ سینما از قرن نوزدهم تا امروز پرداخته شده است. نخست، از چگونگی ابداع و تولید نخستین دستگاه‌های ضبط و پخش تصویر متحرک یاد شده؛ سپس، دوره‌های مختلف تاریخ سینما از تولید فیلم‌های کوتاه صامت در دهه ۱۹۱۰ تا رواج فیلم‌های بلند روایی در دهه‌های بعد مورد توجه قرار گرفته؛ در ادامه، از ورود صدا و رنگ به سینما و تأثیرات شکل‌گیری نظام استودیویی سخن به میان آمده؛ و در پایان نیز، سینمای قرن بیست‌ویکم با اشاراتی به سینمای کشورهای مختلف جهان، از جمله ایران، بررسی شده است.

نویسنده مدخل مفصّل تاریخ سینما کوشیده است علاوه بر مرور جریان‌های اصلی فیلم‌سازی و فیلم‌های شاخص، مسائل مهم و تأثیرگذار، از قبیل نظریه‌های فیلم، چالش‌های مربوط به حق پخش آثار، تحولات تکنیکی و فنی، اوج‌گیری و افول سینمای ملی را به شکلی موجز اما روشن معرفی کند.

این‌کتاب با ۳۰۶ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...