کتاب «هنر، معاصر، اصفهان (درآمدی بر هنر معاصر در اصفهان)» به کوشش علیرضا ارواحی توسط انتشارات کتاب زمان (سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان) در 272صفحه منتشر و راهی بازار نشر شد.

هنر، معاصر، اصفهان (درآمدی بر هنر معاصر در اصفهان)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «هنر، معاصر، اصفهان (درآمدی بر هنر معاصر در اصفهان)» به کوشش علیرضا ارواحی به‌تازگی توسط موزه هنرهای معاصر اصفهان و انتشارات سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این‌کتاب درآمدی برای یافتن ردپای هنر معاصر (امروز) در اصفهان و نسبت آن با نوجویی در هنر این شهر است. هنر معاصر و اتفاقات و جریان های سیاسی، اجتماعی و هنری در غرب، بر هنر اصفهان تأثیر گذاشته‌اند و اندکی از هنرمندان این‌شهر را به سمت گرایش‌های جدید هنری تمایل پیدا کرده‌اند. این‌کتاب همچنین، به گفته نویسندگانش برای شناخت مفهوم هویت در بستر هنر نوشته شده که این‌شناخت، عملکردهای متفاوتی را پیش روی هنرمندان هنر معاصر می‌گذارد؛ چرا که خود این مفهوم، دو وجه متفاوت و حتی متضادی را پیشنهاد می‌دهد.

کتاب پیش‌رو، به مؤلفه‌های هنر معاصر در اصفهان و هویت هنر جدید در اصفهان و به تشابه و تفاوت موجود میان آثار هنر امروز با غرب می پردازد و آثار هنرمندان هنر امروز را دارای ویژگی‌های مخصوص به خود می‌داند. آثار هنری‌ای که گاهی در مواجهه با هنر سنتی قرار می‌گیرند، در پی بازنمود جهانی هستند که در آن، محدودیت‌ها رنگ می‌بازد و هر کارماده و رسانه‌ای می‌تواند دارای اعتبار باشد و هنرمند را برای بیان ایده و دغدغه‌های زیست فردی و اجتماعی یاری کند.

کتاب «هنر، معاصر، اصفهان» دارای پیشگفتار به قلم مهدی تمیزی، درآمد به قلم علیرضا ارواحی، رسول کمالی دولت آبادی و مرتضا بصراوی و دو بخش اصلی است.

بخش اول کتاب که «مؤلفه ها و مضامین مفاهیم هنر سنتی و هنر معاصر» نام دارد، شامل دو مقاله است: ۱: تأملی انتقادی درباره مفهوم هنر سنتی، نوشته: امیر مازیار. ۲: مقدمه ای بر هنر معاصر (بررسی موردی برخی از مؤلفه ها و مضامین هنر معاصر)، نوشته: محمدعلی نقی زاده.

بخش دوم هم که «درآمدی بر روند نوگرایی در هنر اصفهان» نام دارد، شامل ۵ مقاله است که عناوین‌شان به این‌ترتیب است:

۱- نقاشی اصفهان؛ روایت چهار قرن همنشینی کهنه و نو، نوشته: بابک مفیدی.

۲- خوانش و گذار از سنت و ایجاد نسبت با رسانه های نوین هنری (سیر هنری ایران در سده اخیر از سنت به معاصر، با تأکید بر هنر اصفهان)، نوشته: بهروز سهیلی اصفهانی و مهسا نجات.

۳- اصفهان گوشه‌ای بی‌دستگاه (تحلیلی بر هنر امروز اصفهان)، نوشته: رسول معرک نژاد.

۴- سرمایه‌های نهادی-گروهی در آغاز شکل گیری هنر معاصر؛ با تأکید بر شهر اصفهان، نوشته: رسول کمالی دولت آبادی.

۵- شکل گیری هنر معاصر و چگونگی تأثیرگذاری آن بر هنرمندان ایرانی (با تأکید بر هنرمندان اصفهانی)، نوشته: علی سجادیه.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...