کتاب «جلوه‌های بصری» نوشته شهرزاد شاه‌حسینی به‌تازگی توسط انتشارات سروش منتشر و راهی بازار نشر شد.

جلوه‌های بصری شهرزاد شاه‌حسینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با توجه به توسعه جهانی رسانه‌های صوتی و تصویری و نیاز روزافزون رسانه‌های سینما و تلویزیون در جهت به‌کارگیری جلوه‌های ویژه و افزایش دامنه تولیدات صوتی و تصویری، اعم از فیلم‌های سینمایی، مجموعه‌ها و زنجیره‌های تلویزیونی، انیمیشن و بازی‌های رایانه‌ای که در آن‌ها از یکی از امکانات جلوه‌های بصری استفاده شده است و با رویکردهای توأم با تحولات فزاینده در بازار دیداری و شنیداری و ابزارها و تکنولوژی‌های قابل دسترس در بازار، شتاب تغییر در روش‌ها و ابزارهای برنامه‌سازی و فیلم‌سازی، نسبت به گذشته امری اجتناب‌ناپذیر است. جلوه‌های بصری بخش ضروری در جای جای هنر و صنعت سرگرمی امروزی به شمار می رود.

با فراگیرشدن دانش بهره‌برداری از رایانه و توسعه نرم‌افزاری و سخت‌افزاری آن در این زمینه، روز به روز بر علاقه‌مندان این حوزه افزوده می‌شود بدین لحاظ نیاز به توسعه و ارتقاء سطح دانش این تخصص و الزام آموزش‌ها و تحقیقات دانشگاهی به شدت احساس می‌شود که هم‌اکنون تنها در سطح کاردانی در دانشگاه جامع علمی کاربردی این رشته به طور تخصصی آموزش داده می‌شود.

این‌کتاب با ۱۳۳ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۸۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...