کتاب «جلوه‌های بصری» نوشته شهرزاد شاه‌حسینی به‌تازگی توسط انتشارات سروش منتشر و راهی بازار نشر شد.

جلوه‌های بصری شهرزاد شاه‌حسینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با توجه به توسعه جهانی رسانه‌های صوتی و تصویری و نیاز روزافزون رسانه‌های سینما و تلویزیون در جهت به‌کارگیری جلوه‌های ویژه و افزایش دامنه تولیدات صوتی و تصویری، اعم از فیلم‌های سینمایی، مجموعه‌ها و زنجیره‌های تلویزیونی، انیمیشن و بازی‌های رایانه‌ای که در آن‌ها از یکی از امکانات جلوه‌های بصری استفاده شده است و با رویکردهای توأم با تحولات فزاینده در بازار دیداری و شنیداری و ابزارها و تکنولوژی‌های قابل دسترس در بازار، شتاب تغییر در روش‌ها و ابزارهای برنامه‌سازی و فیلم‌سازی، نسبت به گذشته امری اجتناب‌ناپذیر است. جلوه‌های بصری بخش ضروری در جای جای هنر و صنعت سرگرمی امروزی به شمار می رود.

با فراگیرشدن دانش بهره‌برداری از رایانه و توسعه نرم‌افزاری و سخت‌افزاری آن در این زمینه، روز به روز بر علاقه‌مندان این حوزه افزوده می‌شود بدین لحاظ نیاز به توسعه و ارتقاء سطح دانش این تخصص و الزام آموزش‌ها و تحقیقات دانشگاهی به شدت احساس می‌شود که هم‌اکنون تنها در سطح کاردانی در دانشگاه جامع علمی کاربردی این رشته به طور تخصصی آموزش داده می‌شود.

این‌کتاب با ۱۳۳ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۸۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...