کتاب «چگونه یک فیلمنامه محشر بنویسیم؟» [How to build a great screenplay] نوشته دیوید هاوارد [David Howard] و ترجمه ابراهیم راهنشین از سوی انتشارات ساقی منتشر شد.

چگونه یک فیلمنامه محشر بنویسیم؟ [How to build a great screenplay] نوشته دیوید هاوارد [David Howard]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، کتاب «چگونه یک فیلمنامه محشر بنویسیم؟» مخاطبش را وارد جهان تازه‌ای از عالم فیلمنامه‌نویسی می‌کند. این کتاب، تمام چرخ‌دنده‌های ریز و دُرُشتی را که پشت صفحات فیلمنامه‌های محشر، با هم چفت و بست شده‌اند، از هم باز می‌کند تا طرز کار تک تک آنها را برای مخاطب خود شرح دهد. دیوید هاوارد خواننده‌اش را با حقایقی از دنیای فیلمنامه‌نویسی آشنا می‌کند که تاکنون از آنها خبر نداشته است. او در این کتاب، شور و اشتیاق دست به قلم شدن را در خواننده ایجاد می‌کند تا از او یک فیلمنامه‌نویس محشر بسازد.

کسانی که تئوری‌های فیلمنامه‌نویسی را دنبال می‌کنند، حتماً با نام دیوید هاوارد آشنا هستند. در حال حاضر، او یکی از بهترین نظریه‌پردازان فیلمنامه‌نویسی دنیا به حساب می‌آید. فردی که بنیان‌گذار مقطع کارشناسی‌ارشد فیلمنامه‌نویسی در دانشگاهِ «یو سی اِل اِی» آمریکاست. نگاه عمیق و خاص دیوید هاوارد به تئوری‌های فیلمنامه‌نویسی، او را از سایر هم‌قطارانش متمایز می‌کند. این کتاب، دومین کتابی است که دیوید هاوارد به رشته تحریر درآورده است. نخستین کتاب او یعنی ابزار فیلمنامه‌نویسی، با موفقیتِ چشمگیری روبرو شد و نام دیوید هاوارد را بر سر زبان‌ها انداخت.

این کتاب به تازگی در ۵۴۶ صفحه و با تیراژ ۱۱۰۰ نسخه با قیمت ۶۶ هزار تومان از سوی انتشارات ساقی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...