کتاب «گئورگ بوشنر» [Georg Büchner] با ترجمه محسن تمدنی نژاد دومین کتاب از مجموعه «نمایشنامه نویسان مدرن» است که به تازگی منتشر شده و به زندگی و تحلیل ساختاری و محتوایی نمایشنامه های بوشنر می پردازد.

گئورگ بوشنر» [Georg Büchner]  جولیان هیلتون [Julian Hilton]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جولیان هیلتون [Julian Hilton] نویسنده کتاب «گئورگ بوشنر» که به تازگی با ترجمه محسن تمدنی نژاد منتشر و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است ابتدا به زمینه های فکری این نویسنده و تأثیر کسانی چون لسینگ، شیلر، تیک و گرابه بر او می پردازد و تأثیر سنت دگراندیشان آلمانی روی بوشنر را بررسی می کند. سپس، با لحاظ کردن زندگی بوشنر و این تأثیرات ادبی به تحلیل ساختاری و محتوایی نمایشنامه های بوشنر می پردازد و در کنار آن اجراهایی را که از آثار بوشنر روی صحنه رفته اند، به دقت بررسی می کند.

شهرتِ گئورگ بوشنر در مقام مؤلف به واسطه چند اثر شامل بخشی از رمان «لنتس» (۱۸۳۶) و سه نمایشنامه باقیمانده با عناوین «مرگ دانتون» (۱۸۳۵)، «لئونس و لنا» (۱۸۳۶) و «وُیتسک» (۳۷-۱۸۳۶) شناخته می شود. از میان نوشته های بی پرده سیاسی اش فقط «نامه رسان دهقان هسنی» (۱۸۳۴) باقی مانده است که این نوشته، دلیل تبعید سیاسی اش در ۱۸۳۵ بود.

بوشنر مجموعه ای از شخصیت ها را خلق کرد که اکنون، مانند «هملت» یا «فاوست» انگار گونه هایی مدرن را بازنمایی می کنند یا خود اساطیری مدرن هستند. گویی آنها به روش های قرن بیستمی با کشمکش های قرن بیستمی مواجه می شوند؛ «دانتون»، یک انقلابیِ موفق که ناگهان از خودش می پرسد چه دست آوردی داشته است و آیا به راستی عامل حقیقیِ انقلاب او بوده است یا نیروهای طبیعی، «لئونس» شاهزاده محصل با پول و قدرتی فزون تر از هوش و درایت، که ناگهان متوجه محدودیت های جهانش می شود بی آنکه اراده یا شجاعتی برای تغییرش داشته باشد و «وُیتسک» به طرز گیرایی مدرن ترین از بین جملگی شان است که انسان را به مثابه حیوانی تصویر می کند که در مرزهای شرافت انسانی یا حتی فروتر از آن زندگی می کند و این بیشتر ناشی از خطای ماست تا او و دست آخر زنان، عمیقاً مهرآمیز و در عین حال با تمام وجود متعهد به آزادی شان که خودشان را به شیوه های مختلف در جهانی مردسالار فدا می کنند، جهانی که هنوز یاد نگرفته قدر آنها را بداند.

مجموعه «نمایشنامه نویسان مدرن» انتشارات مک‌میلان که کتاب «گئورگ بوشنر» زیرمجموعه آن قرار دارد، مجموعه ای بین المللی از کتب مقدماتی درباره مهمترین نمایشنامه نویسان قرن نوزدهم و قرن بیستم، جنبش ها و قالب های نوین درام در اروپا، بریتانیای کبیر، آمریکا، و ملت های نوخاسته ای چون نیجریه و ترینیداد است. این مجموعه، در کنار مطالعات نوین درباره نمایشنامه نویسان بزرگ و تأثیرگذا گذشته، مجلداتی را نیز درباره نویسندگان معاصر، گرایش های نوظهور در تئاتر و نمایشنامه نویسان متعددی، چون نویسندگان فارس (farce) در بر می‌گیرد، نمایشنامه نویسانی که «آثار کلاسیک» تئاتر را خلق کرده اند و با این وجود از سوی منتقدان ادبی نادیده گرفته می شوند.

هر مجلدِ این مجموعه عمدتاً به یک نمایشنامه نویس اختصاص دارد و موضوعاتی چون بیوگرافی، بررسی نمایشنامه ها و تحلیل دقیق و تفصیلی اکثر نمایشنامه های مهم را در بر می گیرد و در این میان درباره بستر سیاسی، اجتماعی، تاریخی و تئاتری نمایشنامه ها نیز بحث می کند. نویسندگان این مجلدات که خود در کسوت نمایشنامه نویس، کارگردان، بازیگر، آموزگار و منتقد، دستی بر آتش دارند عموما با جنبه تئاتری نمایشنامه ها درگیرند و مسائلی چون اجرا، به صحنه بردن و تفسیر شخصیت را در کنار مضامین و بسترهای مختلف به بحث می گذارند.

کتاب «گئورگ بوشنر» تألیف جولیان هیلتون با ترجمه محسن تمدنی نژاد، دومین کتاب از مجموعه «نمایشنامه نویسان مدرن» است. این کتاب در تابستان ۱۴۰۰ از سوی نشر شبخیز به قیمت ۵۱ هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...