فرزند مرحوم علامه طباطبایی گفت: کتابی که خاطرات این دانشمند دینی را به شکل کامل منتشر کرده باشد، هنوز نوشته نشده است.

نجمه‌السادات طباطبایی در گفتگو با فارس در مورد چاپ کامل خاطرات علامه طباطبایی گفت: کتابی که به شکل مدون و کامل، خاطرات علامه را منتشر کرده باشد، هنوز نوشته نشده است.

وی در ادامه به کتاب «مهر تابان» نوشته مرحوم لاله‌زاری اشاره کرد و گفت: لاله‌زاری سال‌ها با علامه ارتباط داشت و نسبتاً کتاب خوبی از خاطرات و اخلاقیات علامه را نوشته است، اما «مهر تابان» را هم نمی‌توان کتاب کاملی از خاطرات زندگی علامه برشمرد.

طباطبایی تصریح کرد: متأسفانه گاهی مطالبی در خاطرات علامه ذکر می‌شود که هیچ مناسبتی با اخلاق او ندارد. فرزند مرحوم علامه طباطبایی، مهم‌ترین ویژگی علامه را احترام به بزرگ‌ترها برشمرد و افزود: او همیشه از دستور دادن به بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها پرهیز می‌کرد و به واجبات اسلام بسیار مقید بود.

وی شهید بهشتی، حسن‌زاده آملی، امینی نجف‌آبادی، جوادی آملی و  ابراهیمی دینانی را از جمله شاگردان علامه طباطبایی دانست و گفت: علامه همیشه شاگردان خود را رفیق خطاب می‌کرد و از گفتن شاگرد به آنها پرهیز داشت.

طباطبایی خاطرنشان کرد: علامه همیشه آرام و خوش‌ اخلاق بود و هیچ‌گاه عصبانیت در چهره او دیده نمی‌شد. همیشه در جواب دادن حلیم و بردبار و ذره ذره عمرش برای ما درس عبرت بود.

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...