فرزند مرحوم علامه طباطبایی گفت: کتابی که خاطرات این دانشمند دینی را به شکل کامل منتشر کرده باشد، هنوز نوشته نشده است.

نجمه‌السادات طباطبایی در گفتگو با فارس در مورد چاپ کامل خاطرات علامه طباطبایی گفت: کتابی که به شکل مدون و کامل، خاطرات علامه را منتشر کرده باشد، هنوز نوشته نشده است.

وی در ادامه به کتاب «مهر تابان» نوشته مرحوم لاله‌زاری اشاره کرد و گفت: لاله‌زاری سال‌ها با علامه ارتباط داشت و نسبتاً کتاب خوبی از خاطرات و اخلاقیات علامه را نوشته است، اما «مهر تابان» را هم نمی‌توان کتاب کاملی از خاطرات زندگی علامه برشمرد.

طباطبایی تصریح کرد: متأسفانه گاهی مطالبی در خاطرات علامه ذکر می‌شود که هیچ مناسبتی با اخلاق او ندارد. فرزند مرحوم علامه طباطبایی، مهم‌ترین ویژگی علامه را احترام به بزرگ‌ترها برشمرد و افزود: او همیشه از دستور دادن به بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها پرهیز می‌کرد و به واجبات اسلام بسیار مقید بود.

وی شهید بهشتی، حسن‌زاده آملی، امینی نجف‌آبادی، جوادی آملی و  ابراهیمی دینانی را از جمله شاگردان علامه طباطبایی دانست و گفت: علامه همیشه شاگردان خود را رفیق خطاب می‌کرد و از گفتن شاگرد به آنها پرهیز داشت.

طباطبایی خاطرنشان کرد: علامه همیشه آرام و خوش‌ اخلاق بود و هیچ‌گاه عصبانیت در چهره او دیده نمی‌شد. همیشه در جواب دادن حلیم و بردبار و ذره ذره عمرش برای ما درس عبرت بود.

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...