برترین آثار ادبی و غیرادبی 2009 توسط روزنامه نیویورک تایمز با معرفی «ریموند کارور، زندگی یک ‌نویسنده» اثر «کارول اسکلین‌کا» در بخش غیرادبی و «شهر قدیمی» نوشته «جاناتان لی‌تم» در بخش آثار ادبی انتخاب و معرفی شد.

به گزارش فارس به نقل از نیویورک تایمز، ده اثر معرفی شده در این یادداشت همگی در سال 2009 و به زبان انگلیسی منتشر شدند.

در این فهرست پنج عنوان کتاب در بخش غیرادبی و 5 رمان و مجموعه داستان در بخش ادبی معرفی شده است.

در میان فهرست آثار ادبی این روزنامه که به عنوان برترین آثار منتشر شده در سال 2009 آمریکا از آن یاد شده آثار نویسندگانی چون «میل ملونی»، «جاناتان لی‌تم»، «لری مور»، «ژانت والز» و «‌کیت والبرت» دیده می‌شود.

«ریموند کارور، زندگی یک نویسنده» به قلم «کارول اسکلین‌کا»، «اربابان مالی» نوشته «لیاقت احمد»، «روشنایی؛ آینه» اثر «ماری کار»، «سربازان خوب» کتاب «دیوید فینکل» و همینطور «عصر هیجان»‌به قلم «ریچارد هولمز» از جمله آثاری است که در بخش غیرادبی این فهرست آمده است.

«ریموند کارور، زندگی یک نویسنده» به قلم «اسکلین‌کا» زندگی و شرح‌حالی از «
ریموند کارور» نویسنده و شاعر آمریکایی را به مخاطب عرضه می‌کند.

نویسنده در این کتاب شرح‌حالی از زندگی «کارور» از دوران کودکی تا میان‌سالی او ارائه می‌دهد و در برخی فصل‌ها به معرفی و بررسی آثار مطرح این نویسنده و کتابشناسی او نیز به صورت مختصر می‌پردازد.

«میل ملونی» در کتاب خود که داستانی پیرامون دهه 1970 را به تصویر می‌کشد از مشکلات خانوادگی یک پدر و دختر صحبت کرده و رابطه میان آن دو و دیدگاه هر کدام به عشق را به رشته تحریر درآورده است. داستان وی با نام «تنها یک راه از آن من است» را با همکاری انتشارات «ریورهد بوک» در امریکا منتشر کرده است.

«جاناتان ‌لی‌تم» نیز در رمان «شهر قدیمی» هشتمین رمان خود را با همکاری انتشارات «دوبردی» منتشر کرده است.

«تاریخچه‌ ای از زندگی زنان» نوشته «کیت والبرت» نیز از دیگر آثار ارائه شده در این فهرست است که به زندگی زنان آمریکایی در دو دهه گذشته پرداخته است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...