على ابوالحسنى، با نام مستعار ع. منذر، فرزند شیخ محمد، در 22 ماه آذر (13 رجب) سال 1334 ش در غرب تهران متولد شد.

تحصیلات ابتدائی خود را در زادگاهش شروع نمود و پس از پایان تحصیلات ابتدایى (تهران، 1347 ش)، در آموزشگاه حرفه ‏اى رضا پهلوى (خیابان رى) به تحصیل در رشته "ماشین افزار" پرداخت و دوره 4 ساله آن را در خرداد 51 به پایان برد. سپس در اداره مخابرات استخدام شد و به طور همزمان، شبها در هنرستان شماره 3 تهران در همان رشته ادامه تحصیل داد تا اینکه چندی بعد به اتهام بحثهاى سیاسى در محیط کار و مدرسه، مجبور به استعفا شد.

اشتغال بعدى وى، پرداختن به کار فنى آزاد بود که با تحصیل شبانه در هنرستان همراه بود. خرداد 54 به اخذ دیپلم فنى نایل گشت و همان سال در کنکور سراسرى دانشگاه تهران شرکت جسته، با رتبه عالى قبول گردید و در رشته مهندسى صنایع دانشگاه علم و صنعت تهران(دانشکده سابق) ثبت نام کرد.

دوران دانشجویی وی سه ماه بیشتر نپایید و با ارشاد و درخواست حجة الاسلام موسوى همدانى از روحانیون مبارز شهرری و پیش‌نماز مسجد ابراهیم خلیل(ع) شهر رى  و با تشویق پدر خودش از دانشگاه انصراف داده و جهت تحصیل علوم دینى روانه حوزه علمیه قم گردید.

علی ابوالحسنی پس از ورود به قم در مدرسه حقانى که در آن زمان تحت مدیریت شهید آیتالله قدوسى قرار داشت، به تحصیل مشغول شد و پس از مدت کوتاهى، بطور آزاد در حوزه علمیه قم به ادامه تحصیل پرداخت. او در قم از محضر اساتید به نامی بهره برد، استادانی چون حضرات آقایان: مدرس افغانى و موسوى گرگانى )ادبیات(، اعتمادى، راستى کاشانى، دوزدوزانى، جلال طاهرشمس گلپایگانى، موسوى تهرانى و سید على محقق داماد )اصول فقه(، ستوده و پایانى )مکاسب(، خزعلى و شب زنده‌دار )تفسیر(، جعفر سبحانى )رجال(، مصباح یزدى )معارف(، شیخ حسین مظاهرى و شیخ جواد کربلایى )اخلاق(، حاج شیخ جواد تبریزى، وحید خراسانى )بترتیب در فقه و اصول(. وی همچنین از برخی از اساتید به صورت غیر رسمى بهره وافر برد که از آن جمله می‌توان به آیت الله شیخ حسین لنکرانى در تاریخ، سیاست، تفسیر و ادبیات؛ سید مرتضى عسکرى در تاریخ اسلام و مسایل مربوط به سقیفه؛ سید محمد کاظم قزوینى در معارف اسلامى و ولایت؛ دکتر سید احمد فردید و دکتر رضا داورى اردکانی در غرب شناسی؛ اشاره کرد.

او در همین سالها به صورت پیگیر به تالیف کتاب و تنظیم مقاله در حوزه‌های مختلف فرهنگ اسلامی و تاریخ  ایران و جهان پرداخت و در همان چند کار اول نشان داد که در تحقیق و پژوهش نگاهی دقیق و منحصر به فرد دارد. کتابهایی چون "بوسه بر خاک پی حیدر تحقیی در آثار فردوسی" و "مهاتما گاندی همدلى با اسلام و همراهى با مسلمین"، مورد استقبال صاحب‌نظران در داخل و خارج کشور قرار گرفته است.  کتابهایی بود که علیرغم داشتن موضوعی شناخته شده و شاید تکراری، نشان داد که هنوز هم پدیده‌‌ای دست نخورده باقی مانده است.   

ابوالحسنی با ارگان‌ها و سازمان‌های مختلف به همکاری پرداخته است. همکارى با صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران، مرکز تحقیقات سپاه پاسداران قم، دوایر عقیدتى - سیاسى ارتش و سپاه از این جمله‌اند.

درکارنامه علمی و حرفه‌ای او نیز نکات ارزشمندی به چشم می‌خورد: عضو هیأت علمى انتشارات اسوه (وابسته به اوقاف)، استاد مؤسسه امام خمینی، رئیس شورای علمی گروه تاریخ و تمدن پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، عضو هیئت تحریریه ماهنامه زمانه و فصل‌نامه تاریخ معاصر ایران؛ از این دست می باشد.

او در سالهای اخیر مستمرا به فعالیت مطبوعاتی در حوزه تاریخ معاصر هم پرداخته است. صفحه تاریخ روزنامه جام‌جم، فصل‌نامه تاریخ معاصر ایران، فصل‌نامه آیینه پژوهش، ماهنامه ایام، ماهنامه زمانه، روزنامه اطلاعات، روزنامه کیهان، روزنامه ندای عدالت، شمار زیادی از این دست تنها بخشی از فعالیت‌های تخصصی ایشان است.

آثار چاپ شده:

هجرت: ضرورت جاویدان تکامل/ کوثر

بررسى قرآنى و روایى توکّل/ کوثر

سکوت: زمینه ساز بازکاوى و بازسازى تکامل/ کوثر

سکوت: گذرگاه تجهیز/ کوثر

حکمت: مهارى بر سرکشى نفس/ کوثر

طرح کلی اصول عقاید/کوثر

نگاهى به اصل ولایت فقیه (به ضمیمه: خطوطى از فرهنگ ولایت فقیه)/ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تحلیلى سیاسى - اجتماعى از فلسفه و ضرورت ولایت فقیه و دموکراسى ارشاد شده/ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تبیینى از فلسفه سیاسى - اجتماعى - اخلاقى - فرهنگى فرقانیسم/ کوثر

میعاد با استاد مطهرى شهید راه تطهیر سیماى فرهنگ اسلامى از زنگار غرب زدگى و شرق زدگى/کوثر

تحلیلى از نقش سه گانه شهید شیخ فضل الله نورى در نهضت تحریم تنباکو/ پیام آزادی

نگاهى به ابعاد گوناگون جنگ صلیبى غرب با اسلام/پیام آزادی

شهید مطهرى افشاگر توطئه؛ تأویل «ظاهرِ» دیانت به «باطنِ» الحاد و مادیّت/دفتر انتشارات اسلامی

جهاد دفاعى و جنگ صلیبى ایران و روس تزارى/دارالحسین

نگاهى بر زندگانى پربار بزرگمرد دین و سیاست: حضرت آیة الله حاج شیخ حسین لنکرانى/ بی‌نا بی‌تا

پایدارى تا پاى دار؛ سیرى در زندگینامه علمى - معنوى - اجتماعى و سیاسى شهید شیخ فضل الله نورى/ مؤسسه تحقیقاتی و انتشاراتی نور

آینه‌دار طلعت یار؛ سیرى در زندگانى و افکار ادیب پیشاورى/ چاپ و نشر بنیاد

تراز سیاست؛ جلوه‏هایى از سیاست و مدیریت شیخ انصارى/ کنگره بزرگداشت شیخ انصاری

 سلطنت علم و دولت فقر؛ سیرى در زندگانى و افکار و مجاهدات حجة الاسلام ملاقربانعلى زنجانى/ دفتر انتشارات اسلامی

سیاهپوشى در سوگ ائمه نور (ع)، ریشه‏هاى تاریخى و مبانى فقهى/ مؤلف

آیة الله العظمى سید محمد کاظم طباطبایى یزدى پرچمدار عرصه جهاد و اجتهاد،

مهاتما گاندى: همدلى با اسلام و همراهى با مسلمین/ نشر عبرت

بوسه بر خاک پی حیدر/  عبرت

دیده‌بان بیدار/ عبرت

اندیشه سبز و زندگی سرخ/ عبرت

آخرین آواز قو/ عبرت

خانه بر دامنه آتشفشان/ عبرت

شیخ ابراهیم زنجانی/

مهدی نوری . (فرهنگ رجال و مشاهیر معاصر ایران. ابوالفضل شکوری )

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...