ناصرالدین شاه چهارمین پادشاه سلسله قاجار در حالی که بیش از هفده سال نداشت در تهران رسماً تاجگذاری کرد. وی در طول زندگانی ۶۶ ساله خود صاحب فرزندان زیادی شد که البته تعدادی از آنها در نوزادی و خردسالی از دست رفتند.

دختران ناصرالدین شاه (شرح حال و اسناد)فاطمه قاضیها

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «دختران ناصرالدین شاه (شرح حال و اسناد)» نوشته فاطمه قاضیها از سوی نشر گویا منتشر شد. ناصرالدین شاه چهارمین پادشاه سلسله قاجار، در تاریخ 22 ذیقعده 1264 در حالی که بیش از هفده سال نداشت در تهران رسماً تاجگذاری کرد. وی در طول زندگانی 66 ساله خود صاحب فرزندان زیادی شد، که البته تعدادی از آنها در نوزادی و خردسالی از دست رفتند.

این کتاب شرح حال دختران «ناصرالدین شاه» بوده که تعدادی در نوزادی و خردسالی در گذشتند، ولی آن‌ها که زندگی کردند و آنچه نگارنده بدان دست یافت 16 نفر بودند، یک نفر هم همان طور که نویسنده به آن اشاره کرده از زن فرنگی و در نوجوانی دیده شده که مولف موفق به یافتن مطلبی در این باره نشده است. این 16 نفر شاهزاده خانم به ترتیب تاریخ تولد معرفی شدند و به اسناد و شرح زندگانی آن‌ها پرداخته شد، آن‌ها که در زمان حیات ناصرالدین شاه به ثمر رسیدند بعضی زندگی افسانه‌ای داشتند. مثل عصمت‌الدوله و آن‌ها که بعد از قتل ناصرالدین شاه نشو و نما کردند بعضا در فقر و تنگدستی به سر می‌بردند.

اولین این دخترها فخرالملوک بود، فخرالملوک در هنرهای نقاشی، منبت‌کاری و خطاطی مهارت داشت و خوش سلیقگی او زبانزد بود. او شعر نیز می‌سرود و فخری تخلص می‌کرد، او همسر حاکم قم بود. دومین دختر ناصرالدین شاه، عصمت‌الدوله، دختری بسیار نازپرورده بود. چون مادرش تاج‌الدوله شاهزاده و از زنان متشخص دربار بود، وی در دوران سلطنت پدر عروس ثروتمندترین مرد ایران شد و نقل شده که در تاریخ ایران یا بهتر است گفته شود در دوره قاجار، اولین کسی است که در بانک‌های خارج از کشور حساب ارزی داشته، عصمت‌الدوله نیز بعد از ازدواج یک زندگی رؤیایی با 22 نفر خدمه و... داشت.

سومین دختر ناصرالدین شاه که او هم، از زندگی پر ماجرایی برخوردار بوده، بانوی عظمی، خواهر اعیانی ظل‌السلطان است، وی با نوه عباس میرزا نایب‌السلطنه فتحعلی‌شاه به نام ابوالفتح خان صارم الدوله ازدواج کرد، ظل‌السلطان با صارم‌الدوله خصومت داشت تا جایی که او را به قتل رساند، این موضوع و سایر موارد مربوط به بانوی عظمی 38 صفحه از کتاب را در بر می‌گیرد که به جز موارد مذکور حاوی مطالبی مانند خاطرات ناصرالدین شاه از شرح عروسی پسران بانوی عظمی با دختران ظل‌السطان در یک روز، خراب کردن خانه بانوی عظمی در جریان انقلاب مشروطه، اختلافات ملکی و اسناد مربوط و غیره است.

چهارمین دختر ناصرالدین شاه ضیاء‌السلطنه بود، که وی را در سال 1291، در حالی که هنوز بیست سال نداشت، به عقد و ازدواج امام جمعه درآوردند. مطالب مربوط به ضیاء‌السلطنه 34 صفحه از کتاب حاضر را در برمی‌گیرد که حاوی مطالبی است از قبیل شرح عروسی او به روایت ناصرالدین شاه، شرحی از احوال همسرش سید زین العابدین ظهیرالاسلام امام جمعه وقت تهران، و غیره.

لازم به توضیح است که در دوره قاجار سه نفراز دختران شاه ملقب به ضیاء‌السلطنه بودند، اولی «شاه بیگم ضیاء السلطنه» دختر فتحعلی‌شاه، دومی همین ضیاء‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه و سومی «زهرا خانم ضیاء السلطنه، دختر امام جمعه و (نوه ناصرالدین شاه). وی همسر مرحوم دکتر محمدمصدق بود. که در این کتاب هر سه ضیاء‌السلطنه معرفی شدند.

پنجمین دختر ناصرالدین شاه والیه نام داشت، که مادرش هما خانم مشهور به والی زاده بود، 10 صفحه از کتاب حاضر مربوط به والیه است، از مطالب جالب مربوط به والیه که در کتاب درج شده است، شرح مراسم عقدکنان والیه به روایت و دستخط پدر است.

ششمین دختر ناصرالدین شاه که در این کتاب معرفی شده است، افسرالدوله است که به‌جز مرگ دختر خردسالش نسبت به بقیه زندگیش از فراز و نشیب کمتری برخوردار بوده است. وی خواهرتنی فخرالملوک بود که درسال 1286 به عقدابوالفتح میرزا مؤیدالدوله ،پسر ارشد سلطان مراد میرزا فاتح هرات درآمد. بعضی از مواردی که در مورد افسرالدوله در کتاب حاضر درج شده، عبارتند از گزارش مراسم خواستگاری افسرالدوله، و امور مربوط به جهیزیه وی و سایر دختران ناصرالدین شاه که تحت عنوان سند شماره یک در همان بخش درج شده است. شرح عروسی افسرالدوله به روایت ناصرالدین شاه، بست‌نشینی شاهزاده خانم به خاطر عزل شوهرش، و غیره مجموعه مطالب مربوط به این دختر شاه را در این کتاب شامل می‌شود.

شرح حال و اسنادی از دختران ناصرالدین شاه

تومان‌آغا فخرالدوله‌، دختر هفتم ‌و فرزند دهم ‌ناصرالدین‌شاه ، درسال‌ 1278 ه.ق ‌از خازن‌الدوله همسرگرجی ‌و صیغه‌ای‌ناصرالدین‌شاه ‌دیده ‌به‌ جهان‌گشود. این دختر بسیار مورد علاقه ناصرالدین شاه و زندگیش بسیار کوتاه و غم‌انگیز بود. وی‌ از محارم ‌پدر بود، بسیاری ‌از یادداشت‌هایی كه ‌از ناصرالدین‌شاه ‌برجای‌ مانده‌ با خط ‌زیبای ‌فخرالدوله ‌به ‌رشته‌ تحریردرآمده‌، 54 صفحه از این کتاب مربوط به فخرالدوله است که سخن از عشق او به جوانی نه چندان مورد توجه شاه و درباریان بوده است، بخشی از اشعار فخرالدوله و همچنین سرگذشت همسر او از موارد قید شده در این شرح حال است، ازین گذشته متن بازنویسی شده، تعداد 38 سند حاوی مکاتبات ناصرالدین شاه و فخرالدوله، همچنین نحوه مرگ غم انگیز او، اعلامیه وفات و... در کتاب درج شده است.

دختر هشتم ناصرالدین شاه توران آغا فروغ الدوله است. وی که بعدها ملقب به ملکه ایران شد، خواهر تنی فخر الدوله و از یک مادر بودند. همسر او میرزا علی ‌خان ظهیرالدوله‌، از سلسله ‌دراویش ‌نعمت‌الهی ‌بود. شرح حال و اسناد فروغ الدوله نسبت به 15 خواهر دیگر صفحات بیشتری از این کتاب را اشغال کرده است (76 ص) و دلیل آن اسناد بیشتری است که از وی بر جا مانده است.

وی علاوه بر مکاتباتی که با ناصرالدین شاه داشته در جریان مشروطیت وقایع تهران را برای همسرش که در رشت و غیره به سر می برده قلمی کرده است، از جمله یورش به منزل مسکونی او و غارت اموالش و غیره. در این مبحث شرحی هم از زندگی ظهیرالدوله و اولاد آنها نیز آمده است. و اشعاری از هردونفر درج شده است.

نهمین دختر زهرا خانم ایران‌الملوک، افتخارالسلطنه است که در سال 1298 قمری یعنی 15 سال قبل از قتل ناصرالدین شاه پا به عرصه گیتی نهاد. مادرش لیلی خانم یوشی از زنان مورد علاقه ناصرالدین شاه بود، وی ابتدا با پسردایی خود میرزا ابراهیم خان انتظام‌الدوله ازدواج کرد ولی چند سال بعد با وجود چهار فرزند از او جدا و زندگی عاشقانه‌ای با نظام‌السلطان آغاز کرد، که آن نیز دیری نپایید. شرح حال همسران افتخارالسلطنه و همچنین ماجرای داستان‌های عاشقانه وی از دیگر مطالب مندرج در کتاب است. او وخواهرش تاج السلطنه از موافقان مشروطه و عضو «انجمن حریت نسوان» بودند.

اخترالدوله دختر دهم نیز از شاهزادگان معروف قاجاری بود و علت آن ازدواج با عزیزالسلطان یا ملیجک دردانه و عزیز کرده ناصرالدین شاه بود. مطابق نوشته‌های مورخان اخترالدوله از زیبایی مثال‌زدنی بهره‌مند بود. وی بعد از ترور ناصرالدین شاه از ملیجک جدا و به همسری ارشدالدوله (معروف به علی گاردی) که مبتنی بر علاقه طرفین بود در آمد.از مطالب جالب مربوط به اخترالدوله خاطره ناصرالدین شاه از شیرینی خوران او، و شرح عقدکنان او به روایت اعتمادالسلطنه است. وی هنوز به چهل سالگی نرسیده بود که درگذشت. شرح حال همسر ان او «عزیز السلطان» و ارشدالدوله که ضد مشروطه بود و همین طور اسنادی در این ارتباط از دیگر مطالب درج شده در این شرح حال است.

یازدهمین دختر با نام فرح‌السلطنه دختر یکی از زنان صیغه‌ای ناصرالدین شاه به نام مرجان خانم ترکمانیه بود. دوازدهمین دختر، زهراتاج السلطنه متولد 1301 قمری، یکی ازدختران شاخص و مشهور ناصرالدین شاه بود که در دوره خودش و در جریان مشروطه به عنوان یک زن درباری نقشی مؤثرداشته است. از مطالب مربوط به این شاهزاده در کتاب می‌توان به مراسم عروسی خودش، ازدواج نافرجام او، معلمش، معایب مظفرالدین شاه و دربارش و فعالیت‌های اجتماعی وی اشاره کرد.

اسناد تاج‌السلطنه نیز حاوی مواردی از خواهش و تمنای وی از رئیس‌الوزرای وقت برای برقراری مستمری برای او جهت پرداخت بدهی‌هایش و رهایی از تنگدستی و گرسنگی است. هر چند که وی زنی مدرن و ترقی خواه بود و برای حقوق زنان فعالیت می کرد ولی نحوه حضورش در اجتماع به ترتیبی بود که پای‌بند به امور اخلاقی نبود. و بالاخره صفحات آخرین (397 تا 433) کتاب دختران ناصرالدین شاه به مطالبی هرچند اندک در مورد آخرین دختران او که در اواخر سلطنت شاه متولد شده بودند، اختصاص یافته است.

شرف‌السلطنه که سیزدهمین دختر بود، در سال 1303 ه.ق از خدیجه خانم معروف به اصفهانی کوچکه و بعدها ملقب به وقارالدوله متولدشد (صص397 - 413)؛ چهاردهمین از اولاد اناث ناصرالدین شاه، خدیجه ناصری، عزالسلطنه متولد 1306 هجری، مادرش بالا خانم ملقب به محبوب‌السلطنه از زنان صیغه‌ای بود. در زمانی که ناصرالدین شاه به قتل رسید عزالسلطنه خردسال و هفت ساله بود، پانزدهم و شانزدهم عبارت بودند از قدرت‌السلطنه و عزیزالسلطنه که اولی متولد 1308 از قمر تاج خانم مشهور به زیقوله بود. عزیزالسلطنه آخرین دختر ناصرالدین شاه قاجار است. که بعد از قتل پدر متولد شد، این دختر در حالی که بیش از پانزده سال نداشت در تنگدستی درگذشت. سرگذشت و اسناد او مجموعا 10 صفحه پایانی کتاب را در بر می‌گیرد. و بالاخره با فهرست عمومی اعلام و فهرست تصاویر (حاوی 114 قطعه تصویر) کتاب به پایان می‌رسد.

فاطمه قاضیها متولد سال 1335، یكی از تاریخ‌نویسان مطرح ایران است كه كتاب‌های بسیاری درباره عصر قاجار دارد و مطالعات زیادی در این زمینه انجام داده است. او اسناد دوران قاجار را جمع‌آوری كرده و درباره آنها نوشته و بسیاری از چیزهایی كه از دوران قاجار می‌دانیم به مطالعات او درباره این دوره تاریخی باز می‌گردد. قاضیها در این زمینه كتاب‌ها و مقالات زیادی دارد كه بسیاری از آنها به عنوان منبع تحقیقی مورد استناد قرار می‌گیرند. كتاب‌های روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفرهای اول، دوم و سوم فرنگستان، اسنادی از روند اجرای معاهده تركمانچای، اسناد روابط ایران و روسیه در دوره فتحعلی شاه و محمدشاه، اسناد روابط ایران و روسیه از ناصرالدین شاه تا سقوط قاجاریه، سفرهای ناصرالدین شاه به قم و مراسم دربار ناصری «جشن آش‌پزان» و... از كتاب‌های قاضیها است.

کتاب «دختران ناصرالدین شاه (شرح حال و اسناد)» نوشته فاطمه قاضیها در 458 در قطع رقعی و قیمت 85 هزار تومان از سوی نشر گویا منتشر شد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...