کتاب پژوهشی «مُردی؟ خب که چی؟» [You're dead---so what? : media, police, and the invisibility of black women as victims of homicide] نوشته‌ شریل ال. نیلی با ترجمه‌ زهرا عاملی منتشر شد.

مُردی؟ خب که چی؟» [You're dead---so what? : media, police, and the invisibility of black women as victims of homicide] نوشته‌ شریل ال. نیلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۲۶ صفحه و در دو نسخه‌ الکترونیکی و کاغذی توسط نشر صاد منتشر شده است. نسخه‌ کاغذی آن را می‌توانید با قیمت ۳۰ هزار تومان از سایت نشر به نشانی Saadpub.ir تهیه کنید. نسخه‌ الکترونیکی اثر نیز با قیمت ۱۵ هزار تومان از پلتفرم طاقچه قابل دریافت است.

در معرفی کتاب «مُردی؟ خب که چی؟» توسط ناشر می‌خوانیم: اثری پژوهشی‌ است که به موضوع تاثیر نژاد و جنسیت بر پوشش رسانه‌ای دنیا می‌پردازد. به نظر شریل‌ ال. نیلی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه اوکلند، رسانه‌ها ابزار قدرتمندی هستند که می‌توانند صدای گروه‌های خاصی باشند و گروه‌های دیگر را نامرئی جلوه دهند. ال‌. نیلی در این کتاب، مسئله‌ عدم توجه رسانه‌ها و مجریان قانون به زنانِ سیاه‌پوستِ مقتول را تحلیل می‌کند. تحلیل مقایسه‌ای دقیق او از موارد قتل مربوط به زنان سیاه و سفیدپوست نشان می‌دهد که زنان سیاه‌پوست بیشتر از زنان سفیدپوست قربانی جرایم خشونت‌آمیز می‌شوند و رسانه‌های کمتری پرونده‌های آن‌ها را پوشش می‌دهند و غالبا پلیس این موارد را جدی نمی‌گیرد. این کتاب جزء معدود مطالعاتی است که هر دو عامل نژاد و جنسیت را در تعیین میزان و برجستگی پوشش رسانه‌ها و به طور خاص نحوه‌ عدم توجه به خشونت علیه زنان سیاه‌پوست نشان داده است. کتاب حاضر یک مطالعه‌ تجربی از سوگیری رسانه‌ها و مجریان قانون در گزارش و تحقیق در مورد قتل زنان آمریکایی-آفریقایی‌تبار در مقایسه با همتایان سفیدپوست ارائه می‌دهد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...