کتاب «جامعه‌شناسی و توسعه» نوشته یوسف نراقی به چاپ چهارم رسید.

جامعه‌شناسی و توسعه» نوشته یوسف نراقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، چاپ چهارم کتاب «جامعه‌شناسی و توسعه» در ۳۲۵ صفحه و با قیمت ۸۵ هزار تومان توسط نشر فرزان روز روانه بازار شده است. چاپ اول این کتاب در سال 1380 منتشر شده یود.

جامعه‌شناسی به مثابه «علم» مطالعه زندگی اجتماعی انسان‌ها، رشته‌ای از مطالعاتی است که اوگوست کنت کوشید به آن ویژگی «علمی» بخشد. این رشته در اندک مدتی توجه محافل دانشگاهی را به خود جلب کرد. در قرن بیستم و به ویژه پس از جنگ جهانی دوم اکثر دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی و حتا برخی از دانشگاه‌های کشورهای جهان سوم این رشته مطالعاتی را پذیرا و آن را بسط و گسترش دادند. نگرش جامعه شناختی در میان طرفداران آن توسعه پیدا کرد.

گرچه این نگرش هنوز در برخی محافل جامعه‌شناسی ادامه دارد، به سبب پیشرفت و گسترش جامعه‌شناسی در جنبه‌های گوناگون، دیگر آن جاذبه اولیه خود را از دست داده است. اکنون کمتر جامعه‌شناسی دست به مطالعه «کلان» و پیش‌بینی آینده جوامع می‌زند، چراکه جامعه‌شناسی متواضعانه پذیرفته است که توانایی یک چنین کاری را ندارد. جامعه‌شناسی توسعه گرچه بسیار درتر از اقتصاد توسعه به مطالعه توسعه نیافتگی و کشورهای جهان سوم پرداخت، در اندک مدتی گسترش جهانی پیدا کرد و حتا نظر اقتصاددانان را نیز به مسائل اجتماعی و فرهنگی توسعه جلب کرد.

در فصل نخست این کتاب نگاهی به نظریه پردازان کلاسیک جامعه‌شناسی شده است و خاستگاه جامعه‌شناسی و جریان‌های عمده آن در جامعه‌شناسی معاصر مورد بررسی قرار گرفته. در فصل دوم نیز بخش دوم توسعه مورد بررسی قرار گرفته و پس از بررسی اجمالی ویژگی‌های توسعه نیافتگی، توسعه و ابعاد چندگانه آن مرور شده است. در پایان نیز نظرات نویسنده جمع‌بندی شده است.

در بخش دوم نیز پنج مقاله ارائه شده که هریک بعدی از ابعاد گوناگون توسعه را مورد توجه قرار داده است. در بخش سوم نیز پنج مقاله دیگر آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...