صنعت نشر انگلیس در سال گذشته با فروش ۶۶۹ میلیون جلد کتاب [حدودا هر نفر 11 کتاب] رکورد تازه‌ای در این عرصه ثبت کرد؛ ناشران انگلیسی در سال ۲۰۲۲ با درآمدی افزون بر ۶.۹ میلیارد پوند، یک سال رکوردشکنی داشتند.

کتاب خوانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، بر اساس گزارش انجمن ناشران انگلیس با نگاهی به وضعیت بازار کتاب، میزان فروش در این کشور نسبت به سال ۲۰۲۱، رشدی چهار درصدی داشت که بالاترین سطح کیفی است که تاکنون به ثبت رسیده است.

همچنین در بازار صادرات در سال گذشته میلادی، با ۴.۱ میلیارد پوند نسبت به سال ۲۰۲۱، افزایش هشت درصدی را تجربه کرد. با این وجود میزان فروش داخلی با یک درصد کاهش، بازاری ۲.۷ میلیارد پوندی داشت. افزایش در فروش کتاب‌های چاپی نیز ناشی از بازار صادرات بود.

فروش چاپی با ۲ درصد افزایش به ۱.۸ میلیارد پوند رسید، در حالی که فروش دیجیتال ۲ درصد افزایش یافت و به ۴۲۳ میلیون پوند رسید. دانلود کتاب‌های صوتی نیز با ۸ درصد افزایش به ۱۶۴ میلیون پوند رسید. فروش ادبیات داستانی با ۹ درصد افزایش ۷۹۷ میلیون پوند فروش داشت و میزان فروش کتاب‌های کودکان نیز ۱ درصد افزایش یافت. آثار غیرداستانی کاهش ۲ درصدی را تجربه کرد اما ۱ میلیارد پوند فروخت.

ربکا اسمارت - Rebecca Smart رئیس شورای ناشران انجمن و از مدیران اجرایی DK Books گفته اگرچه کاهش متوسط در فروش کلی داخلی ناامیدکننده است، اما آثار داستانی و صوتی فروشی عالی را تجربه کرد.

همچنین به گفته دن کانوی - Dan Conway مدیر اجرایی انجمن ناشران انگلیس، صنعت نشر این کشور در مواجهه با سال سختی که بسیاری را گرفتار کرد، اما حضوری قدرتمند داشت و نقش حیاتی خود در میان صنایع خلاق را به اثبات رساند.

................ هر روز با کتاب ................

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...