به گزارش ایلنا، اپلیکیشن «کتابته» به منظور بالا بردن سرانه مطالعه کشور با تحقیقات میدانی و شناسایی عواملی که باعث عدم کتاب‌خوانی شهروندان می‌شود در سی‌ویکم فروردین ماه ۱۳۹۸ راه‌اندازی شد.
۳۰۰ هزار دقیقه مطالعه همراه با «کتابته» شازده کوچواو

کسب جایزه صنایع خلاق در حوزه نشر دیجیتال و برگزیده دومین دوره جایزه ملی آرمان برتر از افتخارات «کتابته» در این یک سال فعالیت بوده است. این اپلیکیشن با برگزاری ۳۳ دوره مسابقه و معرفی سی‌وسه کتاب توسط میزبان‌های دوره که از بازیگران و کارگردان‌های صاحب‌نام کشور بودند موفق به ثبت ۳۰۰ هزار دقیقه مطالعه شده است. در یک سال گذشته ۲۱۲ هزار سوال برای شرکت‌کنندگان ارسال شد که به بیش از پنجاه درصد آن‌ها پاسخ صحیح داده شد. با توجه به پایین بودن میزان سرانه کتاب‌خوانی در کشور «کتابته» با تدابیری نظیر برگزاری مسابقه، طرح سوال از محتوای کتاب و اهدا جایزه موفق به جذب ده هزار کاربر شده که میزان مطالعه هر کاربر به طور میانگین ۱۷۵ دقیقه است.

همچنین «کتابته» در ایام خانه‌نشینی، با هدف انگیزه‌سازی و رشد کاربرانش در مسیر نویسندگی اقدام به برپایی مسابقه‌ای با عنوان #خودنویسکتابته کرده است. شرکت‌کنندگان در این مسابقه در قالب یک متن یا شعر کوتاه درباره یک عکس، موسیقی یا نقاشی می‌نویسند و متن آن‌ها توسط صاحب اثر، یک کارشناس ادبی و کارشناس برنامه بررسی و برترین آن‌ها در لایو شبانه خوانده و تحلیل می‌شود. برنده‌های هر دوره علاوه بر دریافت جوایز، به مرحله بعدی راه پیدا می‌کنند. به دلیل استقبال بالایی که در دوره اول از این مسابقه به عمل آمد و با اصرار کاربران، دوره دوم #خودنویسکتابته از هفته گذشته آغاز به کار کرد.

کتابته توسط شرکت اندیشه پرداز یکپارچه وب هوشمند راه اندازی و پشتیبانی می‌شود.
 

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...