پیام-محمد-مصطفی-عقاد

در آن جزیره‌ی تعصب و جاهلیت، در میان مردمانی که به کینه و کشتار «مفتخر» بودند؛ به فرمانده‌ی سلحشورانش می‌گوید: هر اسیری که به ده مسلمان، «خواندن» بیاموزد؛ آزاد شود! گویی حیات اسلام بیش از هرچیز به «خواندن» بسته است. گویی مسلمانی با خواندن معنا می‌شود؛ که از روز اول، در پیام اول از آیه‌ی اول هم، دستور رسیده بود: «اقراء».... حدود ۱۲درصد جمعیت جمهوری اسلامی ایران، بی‌سوادِ مطلق هستند. بیسواد مطلق!... ۴۳درصد بی‌سوادان جهان در کشورهای اسلامی زنده هستند!


در آن جزیره‌ی تعصب و جاهلیت، در میان مردمانی که به کینه و کشتار «مفتخر» بودند؛ به فرمانده‌ی سلحشورانش می‌گوید: هر اسیری که به ده مسلمان، «خواندن» بیاموزد؛ آزاد شود! گویی حیات اسلام بیش از هرچیز به «خواندن» بسته است. گویی مسلمانی با خواندن معنا می‌شود؛ که از روز اول، در پیام اول از آیه‌ی اول هم، دستور رسیده بود: «اقراء».... حدود ۱۲درصد جمعیت جمهوری اسلامی ایران، بی‌سوادِ مطلق هستند. بیسواد مطلق!... ۴۳درصد بی‌سوادان جهان در کشورهای اسلامی زنده هستند! و احتمالا زندگی می‌کنند. احتمالا.... منحنیِ مطالعه در جهان اسلام، و در نتیجه، میزانِ مسلمانیِ ما مسلمانان، به سمتِ صفر میل می کند...


پیام (الرساله) محمد رسول الله | مصطفی عقاد | 1976 م.
بازیگران: آنتونی کوئین، ایرنه پاپاس، جانی سکا.

موسیقی متن: موریس ژار.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...