دومین چاپ کتاب «داور و عدلیه: علی‌اکبر داور و نقش او در تاسیس دادگستری نوین ایران» نوشته باقر عاقلی توسط نشر نامک منتشر شد.

داور و عدلیه: علی‌اکبر داور و نقش او در تاسیس دادگستری نوین ایران باقر عاقلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر نامک دومین چاپ کتاب «داور و عدلیه» را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۴۰۰ صفحه و بهای ۷۰ هزار تومان منتشر کرد. 

در کتاب حاضر، به زندگی علی‌اکبر داور و نقش وی در تأسیس دادگستری ایران پرداخته شده است. داور یکی از آن افرادی بود که به سردار سپه نزدیک شد و پای علم او به سینه زنی پرداخت. داور که در آن ایام تازه از اروپا بازگشته بود و جویای نام و شهرت بود با ورود به مجلس چهارم خیلی زود توانست در صحنه سیاسی ایران بازیگری ماهر شود.

احاطه وی به نطق و بیان، نویسندگی، پرکاری و دوندگی، جمع‌آوری دوست و طرفدار، راه انداختن دسته و حزب‌سازی و بالاخره دایر کردن یک روزنامه خبری و تعقیب یک خط فکری بنام «اصلاحات» او را به دنبال سردار سپه کشانید. داور هرچند که از عوامل مهم تحکیم سلطنت پهلوی بود و در زمینه انتقال قدرت از قاجاریه به پهلوی نقش مهمی ایفا کرد و اصولاً رضاخان نمی‌توانست بدون کمک‌های او به پادشاهی برسد و سیاست‌های خود را پیش ببرد، اما دادگستری نوین در ایران، تاسیس اداره ثبت احوال و تدوین قوانین ثبت اسناد و املاک و ازدواج و طلاق همچنین تاسیس بیمه و کانون وکلای ایران از جمله اقدامات اوست.

همچنین در توسعه اقتصادی ایران نیز داور نقش مهمی داشت. با تمام اقدامات داور در جهت تثبیت رضاخان، اما او نیز مانند دیگر طرفداران نخستین پادشاه پهلوی، سرنوشت دردناکی داشت که مشهور تاریخ معاصر ایران است. او همچنین به تقوا نیز شهرت داشت و هیچ مدرکی نیز دال بر آلودگی مالی از او در دست نیست.

کتاب هشت فصل به ترتیب با این عناوین دارد: «دوران سازندگی»، «ورود به عرصه سیاست»، «نقش داور در مجلس پنجم»، «خلع قاجاریه و نقش داور»، «انتخابات دوره ششم و نقش داور»، «داور وزیر عدلیه»، «داور وزیر مالیه» و «داور در آیینه تاریخ».

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...